راه فضیلت - حسینی، همت علی - الصفحة ٢١٤ - مقام زهد
معناِی «تولِّی» و «تبرِّی» همِین است؛ خدا، پِیامبر و اهلبِیتش : را دوست دارِیم، دوستانشان را دوست و دشمنانشان را هم دشمن مِیدانِیم «إِنِّي سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُمْ وَوَلِيُّ مُوَالٍ لِمَنْ وَالاكُمْ وَعَدُوٌّ لِمَنْ عَادَاكُم».١
زاهد کسِی است که دوستان خدا را دوست دارد و دشمنان خدا را دشمن مِیداند. اگر کسِی با دشمنان خدا مِینشِیند، رفِیق است، مِیخندد، به هر طرِیق با آنان کنار مِیآِید و هِیچ تنفرِی از آنان ندارد، علامت اِین است که به مرحله عشق نرسِیده است مگر اِینکه انسان، آنان را به راه راست هداِیت کند.
نمونهاِی از زهد
علما، مرحوم وحِید بهبهانِی را بهعنوان مرجع معرفِی کردند و مردم وجوهات را به اِیشان دادند. بعد از مدتِی اِیشان متوجه شد که برخِی از کسانِی که اطرافش جمع شدهاند مِیخواهند از اِین اموال براِی خود استفاده کنند و حق و باطل مخلوط مِیشود لذا فرمود که دِیگر من هِیچ وجوهاتِی را قبول نمِیکنم.
وجوهات، متعلق به مستضعفان است پس اگر مِیتوانِی آن را به دستشان برسانِی باِید قبول کنِی و اگر مِیبِینِی که اطرافِیان، سوءاستفاده و تلف مِیکنند نباِید اِین مسئولِیت را بپذِیرِی.
١ . کامل الزِیارات، ص ١٧٧. (زِیارت عاشورا).