مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٤ - حکایت کبوتری که به مرحوم ملاحسینقلی همدانی، درس پافشاری داد
[حکایتی در توبه دادن مرحوم آخوند ملا حسینقلی همدانی جوانان آوازخوان را]
ایشان [آیةالله شیخ عباس قوچانی] نقل نمودند از مرحوم آخوند ملاحسینقلی همدانی ـ رضوان الله علیه ـ که:
هنگامی با شاگردان خود پیاده به سمت کربلا حرکت مینمودند، در راه برخورد کردند به یک عدّه از جوانان که به ساز و آواز و خواندن مشغول بودند؛ ایشان برای امر به معروف و نهی از منکر عازم آنها شدند. شاگردان تقاضای منع نمودند و گفتند: این جماعت ممکن است اهانت کنند!
بالجمله، ایشان پیش آمدند و سلام کردند، آن جماعت جواب گفتند؛ بعد گفتند: شیخنا چه میفرمائی؟ فرمودند: من تقاضا دارم آنطور که من میخوانم شما بزنید! آنها خوشحال شدند و دفها را به دست گرفتند؛ ایشان مشغول شدند بخواندن اشعار حضرت امام علی الهادی علیه الصلوة و السّلام به متوکل: باتُوا علَی قُلَلِ الجِبال،[١]ـ الخ. تا خواستند مشغول به زدن شوند دیدند این اشعار خلاف متعارف است، خوب گوش دادند؛ این اشعار به اندازهای در آنها اثر نمود که همه را منقلب نمود و گریۀ زیادی کردند و دست و پای آن مرحوم را بوسیده توبه نمودند.[٢]
حکایت کبوتری که به مرحوم ملاحسینقلی همدانی، درس پافشاری داد
و نیز حضرت معظم له [آیةالله شیخ عباس قوچانی] و حضرت آقای حاج سیّد محمّد حسین طباطبائی نقل کردند که:
[١]ـ برای تحقیق پیرامون این اشعار به بحار الأنوار ، ج ٥٠، ص ٢١١، به نقل از مروج الذهب و جلد چهارم از همین دورۀ شریف باب زهد و اعراض از دنیا مراجعه شود.(محقّق)
[٢]ـ جنگ ١٠، ص ١٤٧.