مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٧٣ - به واسط١٧٢٨ عمل به قرارداد، قوای انگلیس وارد ایران شدند
نفوذ پیدا کرد، تنور گرم شد، در این گرما نان مقصود را چسباند. قرار تنباکو را مطرح کرد، از مزایای قرارداد سخنها گفت، بالأخره امتیاز را گرفت!
تحقیر و فلاکت و ذلّت ایران در حسّاسترین لحظات، به دست شاه بیخبر یا باخبر امّا وطنفروش، امضاء شد. غربیان سرمست از این قرارداد گروه گروه وارد ایران، در حقیقت ملک خودشان، شدند. به همه کس و به همه چیز به چشم تحقیر مینگریستند. ایرانیان را، از شاه تا رعیّت، رعیّت خود میپنداشتند.
تالبوت با هزاران زن و مرد فرنگی، به عنوان کارمند وارد ایران شد. ایران، فرنگیبازار درست و حسابی شده بود. فرنگیها با تبختر و از روی اهمالکاری دولت، ایرانیان را به چشم حقارت مینگریستند. در هر کجا ایرانی بود که بچۀ فرنگی را نگاه میداشت، و چه بسا فرزند خودش از دنبال او میدوید و پرستاری نداشت. رفتار عمومی فرنگیها به گونهای بود که گویا ایران را فتح کردهاند. به هر جای، سوار مسلّح فرستادند تا مُجری اوامر آنها باشند.
به واسطۀ عمل به قرارداد، قوای انگلیس وارد ایران شدند
کمپانی انگلیسی با همکاری حکّام بلاد، در کمال قدرت و آزادی عمل میکرد و با ایرانی بسیار سخت میگرفت. همانگونه که در هندوستان مردم را برده و ممنوّین خود میدانستند، در ایران نیز چنین رفتاری داشتند. هر فرنگی با نهایت قدرت بنای زورگویی با مسلمانان را گذاشته بود. موج فسادی که از فرنگ سرچشمه گرفته بود، میرفت که تمام ایران را در کام خود فرو برد. حضور فرنگیان بر بسیاری از اُمور اقتصادی، فرهنگی، اخلاقی، دینی و سیاسی ایران تأثیر میگذاشت. تعصّب ملّی و دینی رنگ میباخت. آنچه به فرنگ نسبت داشت دلپسند میشد. رسم و رسوم فرنگی رواج مییافت و در سایۀ این موج جدید، بسیاری از منکرات قباحت خود را از دست داده و رایج میشد. دانشهای دینی و