مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٦٤ - شیفتگی و غربزدگی سران و مردم ایران و عثمانی زمین١٧٢٨ أصالت را به کلّی نابود ساخت
شده بود، ورق برگشت و غرب هجوم همه جانبه و زیانبار خود را علیه شرق آغاز کرد. قدرتهای اسلام اساساً دارای ماهیّتی سیاسی و نظامی بودند و فاقد بنیۀ قوی فکری، فرهنگی و علمی و انسجام و یکپارچگی؛ محور قدرت اینها در سپاه نیرومند و قدرت نظامی و جنگآوری بود. عصر برتری علمی را پشت سر میگذراندند و از افتخارهایی که اگر یک اروپایی در آموزشگاه مسلمانان پرورش مییافت میان ملّت خود افتخار میکرد، محروم میشدند.
صفحۀ ٣٣٣:
غرب زمانی که برای بهرهبرداری از منابع دیگران تصمیم بر صدور سرمایه گرفت، موانع زیادی بر سر راه خود دید. از این روی، ابتداء در فکر تسلّط بیچون و چرا افتاد، لذا برای تسلّط و بسط قدرت و نفوذ، هر آنچه مایۀ افتخار ملّت مغلوب بود مورد هجوم قرار داد، از جمله: عقاید، اخلاق، آداب و رسوم بود که باید به نحوی به تاریکخانهها سپرده میشد.
صفحۀ ٣٣٤:
هر روز تحوّلی در قلمرو عثمانی، ایران و دیگر بلاد اسلامی پدید میآمد. قضیّۀ مصر و علی پاشا، جنگ عثمانی با روس، و جدایی سرزمین کریمه و تسلّط روس بر آن، رقابت قدرتهای خارجی بر سر تسلّط و تقسیم کشورهای اسلامی، هر یک قدرت مسلمین را آسیبپذیر میکرد. حرکتهای استقلال طلبانه به خاطر حاکمیّت روح ناسیونالیستی و قومیّتگرایی بر آنان، نه تنها گرهی را نمیگشود بلکه به خاطر انگیزههای کور، به سود بیگانگان تمام میشد. شورش برخی اقوام و نژادها، زمینۀ دخالت هرچه بیشتر غرب را فراهم میآورد. در سایۀ این شرایط، جوّ غربزدگی در همه جای قلمرو اسلام رو به گسترش بود. روشنفکران فرنگ رفته، پلی شده بودند برای نفوذ استعمار در ممالک اسلامی. اینگونه افراد گاهی در بالاترین سطح اداری کشور نفوذ داشتند. برخی از صدر اعظمهای سلطان محمود،