مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٧٦ - نظریات اشخاص نسبت به سیّد جمال الدّین
عبدالحمید دشمن ناصرالدّین شاه.
پرفسور ادوارد براون، در کتاب انقلاب ایران راجع به اقامت اخیرش در لندن مینویسد: در پائیز سال ١٨٩١ (١٣٠٩ ه . ق) او در لندن بوده و من در دعوت پرنس ملکمخان در خانه هولند پارک، او را ملاقات کردم. در مدت توقّفش در لندن او چندین میتینگ داد. با مقالات گوناگون زیر عنوان «سلطنت ترور در ایران» نوشته به سرشت شاه و همچنین نابخردی و بیشعوری او با کمال شدّت حمله نموده. در سال ١٨٩٢ (١٣١٠ ه . ق) سیّد دوباره به اسلامبول رفت و مدّت پنج سال آخر عمرش در آنجا میزیست.
[نظریات اشخاص نسبت به سیّد جمال الدّین]
نظریات اشخاص نسبت به سیّد جمال الدّین:
اعتماد السلطنة میگوید: «و خیلی مرد با علم معتبری است؛ دو سه زبان میداند؛ در نوشتن عربی اوّل شخص است.» و بعد در جای دیگر میگوید: «باشد تا وجود این شخص اسباب فتنۀ بزرگی در ایران شود که هیچ فائده به حال دولت نداشته باشد.»
م . ق هدایت مخبر السلطنة در کتاب خاطرات و خطرات تألیف خود مینویسد:
«سیّد جمال الدّین هم دنبال ریاست بود؛ راهی اختیار کرده بود که از افغان و هند و مصر و انگلیس رانده شد. ناصرالدّین شاه او را از پترزبورگ (لنین گراد کنونی) دعوت به ایران کرد و آخر تبعید نمود. سیّد مردی جاهطلب و خودخواه بود. سخنان عوامفریب میگفت و مؤثّر میافتاد...» ـالخ.
و در صفحه ٢٧٨ گوید: حاج حسین آقا امینالضرب در شرح حال خود مینویسد: