مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٧٥ - سیّد مردی بود ناراحت، چنانکه هرجا زیست نتوانست کرد
تفکّر در حقایق دینی فرا بخواند و به آنان در این زمینه آزادی کامل بدهد تا به طور دسته جمعی و با ارتباط با یکدیگر در رفع شبهات خویش بکوشند.[١]
[سیّد جمال به قلم انتقاد سبب جنگ انگلیس و مصر شد]
[سیّد مردی بود ناراحت، چنانکه هرجا زیست نتوانست کرد]
در تاریخ رجال ایران تألیف مهدی بامداد، در جلد ١ از صفحه ٢٥٧ الی صفحه ٢٨٠، احوالات سیّد را می نویسد؛ در صفحه ٢٧٧ گوید: هدایت در صفحه ١١٦ و ٤٤٠ کتاب خاطرات و خطرات تألیف خود در اینباره چنین گوید:
سیّد جمال همان است که به قلم انتقاد سبب جنگ انگلیس و مصر شد. سیّد مردی بود ناراحت؛ چنانکه هرجا زیست نتوانست کرد، در افغانستان، هند، پاریس، اسلامبول حضورش را منشأ فتنه دانسته. در لندن انگلیس از شاه خواهش کرد سیّد در ثانی احضار به ایران شود، و در ثانی دعوت شد و آمد و مشغول جلب افکار شد. اوراق در شهر منتشر نمود در دعوت به انقلاب، که منجر شد به اخراج سیّد از ایران، سر از لندن در آورده به روزنامهنویسی پرداخت، ـ «خدا را زین معمّا پردهبردار» ـ پس از چندی باز در اسلامبول پیدایش شد.
این اشخاص حکم ستارۀ دنبالهدار را دارند، خوش منظرند و منحوس الأثر. سیّد روابط مخصوص با ملکمخان داشت؛ الجنس مع الجنس یمیل. بهترین حرفها با نیّت بد سمّ است؛ سیّد جمال هیکلی جالب و نطقی جالب داشته است. تلاش بیاندازه میکرده است به مقامی برسد و ناصواب را صواب میپنداشته؛ بالفرض در مصر انقلاب میشد، مصر به روز بدتری میافتاد. ظاهراً سیّد از اتّحاد اسلام سخن میگفت؛ نادر با همه قدرتی که داشت اتّحاد اسلام را عنوان نمود و به جائی نرسید؛ غَرض گِل کردن آب و گرفتن ماهی است؛ عنوان اتّحاد اسلام هم برای خدمتی به
[١]ـ علاّمه سیّد محمّد حسین طباطبائی روابط اجتماعی در اسلام، ترجمۀ محمّد جواد صحت کرمانی، انتشارات بعثت، طهران ١٣٤٨، ص ٦٨.