مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٧١ - پاسخ سخیف سیّد جمال الدّین به ارنست رِنان
جمال که به ظاهر نخست به زبان عربی نوشته و بعد به فرانسه برگردانده شد، بالطبع، انعکاسی وسیعتر از همه داشت.
او در پاسخ خود مطالب سخنرانی رنان را در همان دو نکتهای که گذشت خلاصه کرد؛ یعنی نخست آنکه اسلام در جوهر خود با علم و فلسفه دشمنی دارد و این دشمنی در زمانی که أعراب حکومت میکردند به بالاترین پایۀ خود رسید و در زمان ترکان نیز به همان قوّت باقی بود و تنها با رواج اندیشههای یونانی و ایرانی در میان مسلمانان، به طور موقّت و آن هم تا اندازهای، از شدّت مخالفت اسلام با علم و فلسفه کاسته شد. نکتۀ دوّم آنکه اعراب به حکم خوی وسرشت خویش با علم و فلسفه مخالف بودند.
بنیاد استدلالی پاسخ سیّد که بیش از گفتههای رنان با طرز فکر علمی اروپائیان در روزگار او سازگار بود این بود که: تاریخ هر قوم را باید به صورت جنبشی پایدار و تطوّری هموار نگریست که دارای مراحل و مراتب گوناگون است. و درباره هر خصوصیّتی از آن قوم با توجّه به مرحلۀ تاریخی خاصّ به روز آن خصوصیّت داوری کرد و هیچ رفتار و خصلتی را ذاتی یک قوم نباید دانست.
سیّد بر اساس این دو اصل، هر دو عقیدۀ رنان را ردّ میکند.[١]
دربارۀ عقیدۀ نخست (یعنی مخالفت ذاتی اسلام با علم و فلسفه) مینویسد که:
مخالفت با علم و فلسفه منحصر به اسلام نیست، بلکه همۀ ادیان در آغاز کار خود از دلائل عقلی محض و علم و فلسفه روی گردانند؛ زیرا ملّت یا ملّتهائی که در حوزه خطاب آنها در میآیند، گوئی در مرحلۀ کودکی به سر میبرند و از عقل و علم و فلسفه چیزی در نمییابند تا به خودی خود حقّ را از باطل تمیز دهند.
پیامبران از میان جامعۀ بشری برخاستند و کوشیدند تا آدمیزادگان را به پیروی از فرمان عقل فراخوانند، ولی چون در این کوشش کامیاب نشدند ناگزیر
[١]ـ آنچه در اینجا نقل میشود، از ترجمۀ فرانسۀ نامۀ سیّد به رنان است.