مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٦٦ - نظریه مرحوم علاّمه طهرانی درباره سیّد جمال الدّین
است. این بنده از وقتی که به این نکته در زندگی سیّد پی بردم شخصیّت سیّد در نظرم بُعد دیگر و اهمیّت دیگری پیدا کرده است.» ـانتهی موضع الحاجة.
[نظریه مرحوم علاّمه طهرانی درباره سیّد جمال الدّین]
نگارنده این سطور سیّد محمّد حسین حسینی گوید:[١] آنچه از طرز رفتار و معاشرتهای سیّد در مسافرتهای خود و میهمان شدن در نزد بزرگان و سلاطین و اعیان هر کشور و عدم اعتناء به معاشرت با طبقۀ ضعیف و استمالت از آنان، و دیگر حشر و نشر با خصوص علماء و فلاسفه و اهل جدل بر میآید، آن است که سیّد ـ رحمه الله ـ به مقام ولایت الهیّه نرسیده و حقیقت مراتب توحید بر او منکشف نگردیده است.
و با دقّت و تأمّل در این صفحاتی که ما در اینجا از کتب تراجم و غیره ذکر کردیم به خوبی میتوان دریافت که سیّد دارای استعداد فوقالعاده بود و به علوم
[١]ـ نور ملکوت قرآن، ج ٣، ص ١٥٩: «اینجانب در رسالۀ جداگانه و مختصری که نوشتهام،* دربارۀ سیّد جمال الدّین نظر خوشی ندارم و او را مرد الهی نمیدانم. گرچه مسلّما از نوابغ دهر و از فلاسفۀ عالیمقام بوده، و در خطابه و عربیّت ممتاز بوده، و سعی وافری در تشکیل حکومت واحده و مرکزی برای مسلمین داشته است، ولی از این نمیتوان اثبات معنویّت و حتّی اسلام او را به معنائی که متداول و معروف است نمود؛ و بالأخصّ از جواب خطابۀ إرنست رنان برمیآید که معتقد به نبوّت انبیاء و اتّصال به عالم غیب نبوده است. او گرچه میل به اتّحاد مسلمانان داشت ولی در سایۀ ریاست و حکم و محوریّت خودش؛ و به همین جهت کامیاب نشد و در حال ذلّت و سرافکندگی در ترکیّه نزد سلطان عبدالحمید عثمانی جان سپرد. و از بسیاری از سخنان او مشهود است که: تجدّد و تغییر اسلام را میخواسته است، نه فقط تجدّد و تغییر مسلمین را، و آرزو میکرده است کسی پیدا شود و زنجیرهائی را که اسلام بر مسلمین بسته است بگسلد و مسلمین رها شوند. و این سخنان جز غرور و جهل و نابینائی در واقعیّات و حقائق، محمل دیگری ندارد.»
*ـ مراد حضرت علاّمه ـ رضوان الله تعالی علیه ـ از رسالۀ جداگانه، همین متن موجود میباشد. (محقّق)