مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٦٢ - مقصد سیاسی سیّد جمال الدین
آمد و پس از گزارشات و ظلمهائی که به او شده بود و مفصّلاً بیان کرد به گریه افتاد؛ سیّد در این حال عصبانی شده به وی گفت: گریه کار پیرزنان است! مادامی که دروازه مرگ برای انسان باز است، تن به ظلم دادن و پستی نمودن غلط است.
از ملاحظه این قسم سلوک سیّد با میرزا رضا کیفیّت روش و سلوک سیّد با افراد عامّه و طبقۀ ضعیف معلوم میگردد.
در کتاب اعیان الشّیعة در جلد ١٦، از صفحه ٢٥٣ تا صفحه ٢٨٥، مفصّلاً احوالات سیّد جمال الدّین را نقل میکند. در صفحه ٢٦٣ در ضمن کلماتی که شیخ محمّد عبده دربارۀ او گفته است، مِن جمله گوید:
«یَحمِلنا علی ذکر شیءٍ مِن سیرة هذا الرّجل الفاضل ما رأیناه مِن تخالف النّاسِ فی أمره و تباعِد ما بینهم فی معرفةِ حاله و تباینِ صُوَرِه فی مخیّلات اللاّقفین لخُبْره، حتّی کأنّه حقیقةٌ کلیّةٌ تَجَلَّت فی کلّ ذهن بما یُلائمه أو قوّةٌ روحیّة قامت لکلّ نظرٍ بشکل یُشاکله و الرّجلُ فی صفاء جوهره و زکاء مَخبَرِه لم یُصبه و همُ الواهمین و لم یَمَسّه ضررُ الخراصین...»
[مقصد سیاسی سیّد جمال الدین]
و در صفحه ٢٦٤ نیز از [محمّد] عبده نقل میکند که:
«أمّا مقصده السّیاسی الّذی قد وجّه إلیه أفکارَه و أخذ علی نفسه السعیَ إلیه مدّةَ حیاته و کلُّ ما أصابه من البلاء أصابه فی سبیله فهو إنهاض دولة إسلامیّة مِن ضعفها و تنبیهها للقیام علی شئونها، حتّی تلحق الاُمّة بالاُمم العزیزة و الدّولةُ بالدّوَل القویّة فیعودَ للإسلام شأنُه و للدّین الحنیفیّ مجدُه. و یدخلَ فی هذا تنکیسُ دولة بریطانیا فی الأقطار الشرقیّة و تقلیصُ ظلّها علی رؤوس الطوائف الإسلامیّة، و له فی عداوة الإنکلیزِ شؤونٌ یطول بیانها.[١]
[١]ـ تمام مطالبی که ما در اینجا راجع به روش سیاسی سیّد جمال الدّین از شیخ محمّد عبده ` ` آوردیم، همه را میرزا حسینخان دانش اصفهانی مقیم اسلامبول، در مکتوب خود در ص ٨٦ و ص ٨٧ که ملحق به شرح احوال و آثار سیّد شده است به فارسی آورده و سپس گوید:
«امّا در اینکه آرزوی شهرت ذاتی و غرور نفس جبلیّ، مدخلی بزرگ در این حرکات داشت جای هیچ اشتباه نیست؛ سیّد همواره خوش میداشت که با بزرگتر از خود بیاویزد و با قویتر از خود بستیزد.» ـ انتهی.