مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٥٩ - ترجمه خطبه مشهور سیّد جمال الدین
یکی آنکه هیچ چیز در دنیا مال ما نیست و قناعت به یک خرقه و یک لقمه باید کرد، و دیگر آنکه همه چیزهای خوب و مرغوب دنیا مال ماست و باید مال ما باشد؛ این دویّمی خوب است، این دویّمی را باید شعار خود ساخت نه اوّلی را که پشیزی نمیارزد؛ و پر واضح است که چنین کسی نه درویش میتواند بوَد، نه زاهد، نه مرشد و نه مرید. از اینجاست که میگویم: سیّد جز از یک مقلّب (Revo Lutionnaire) بسیار آتشین با بصیرت و دانا، و یک محرّک (Agitateur) فلسفی مشرب غلیظ القلب و شدید البطش، چیز دیگر نبود و به پیشرفت یک ملّت از راه تکامل (Evolution) اعتقاد نداشت.
و در صفحه ٨٨ گوید:
تمامی روی زمین به چشم جمال الدّین گویا یک تخته شطرنج بود؛ همواره میگفت: «الدّنیا لَعِبٌ، هر که بُرد، بُرد و هر که باخت، باخت.»
و در صفحه ٨٩ گوید:
وقتی که صحبت از باب و بابی میشد، سیّد جمال الدّین به هر ملاحظه که بود علناً جرح دین ایشان را میکرد، و با وجود بودن طالب اصلاح دین اسلام، فائده و مزیّتی در دین باب نمیدید و میگفت:
«بابیان چه همّتی در راه تخفیف تکالیف دین محمّدی کردهاند؟ چه خدمتی به مسلمانان نمودهاند، جز اینکه قرآن را مبدّل به بیان کنند و مکّه را مبدّل به عکّه؟! این را نمیتوان در حقیقت اصلاح نامید. مسلمانان هیچ احتیاج به دین تازۀ دیگر نداشتند، دین اسلام تنها به مقتضای مکان و زمان احتیاج به سادهتری و بهتری داشت و بس، دین بابی رفع این احتیاج را نکرد.»
باز دربارۀ لزوم تعدیل احکام و قوانین دین اسلام میگفت که:
«اسلام باید بر موجب حاجات و لوازم هر قرنی تبدیل یابد تا تطابق آن با آن احتیاجات کند، و الاّ آن را ترس زوال است که: إنّ الله یَبعَثُ فی رأس کلّ قرنٍ رجلاً