مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٤٣ - عارف قزوینی، کین١٧٢٨ دیرینه با قاجاریّه داشته است
عارف قزوینی مبتلا به أفیون بوده و در ازاء این کمکها که به رضاخان کرد، بنا شد تا آخر عمر هر ماهی، حقوق یک سروان به او بدهند؛ و او همدان را انتخاب نموده بدان صوب رفت و تا آخر عمر چنان از کردۀ خود پشیمان بود که حدّ نداشت و بالأخره با فلاکت و بدبختی در آنجا جان داد.
اقول: از اشعار ایرجمیرزا که در دیوان او مذکور است و روابط او [عارف قزوینی] را با ایرج در نهایت صمیمیّت میرساند، میتوان به درجۀ فساد اخلاق عارف قزوینی پی برد. در صفحه ٢٢٣ اشعاری عارف، بر علیه احمدشاه گفته است که ما چند بیت آن را ذکر میکنیم:
|
به مردم این همه بیداد شد ز مرکز داد |
|||||
|
زدیم تیشه بر این ریشه هرچه بادا باد |
|||||
|
پس از مصیبت قاجار، عید جمهوری |
|||||
|
یقین بدان بود امروز بهترین اعیاد |
|||||
|
خوشم که دست طبیعت گذاشت در دربار |
|||||
|
چراغ سلطنت شاه بر دریچۀ باد |
|||||
|
تو نیز فاتحۀ سلطنت بخوان عارف |
|||||
|
خداش با همه بد فطرتی بیامرزاد |
|||||
و در صفحه ٢٢٤ گفته است:
|
سوی بلبل دَم گل باد صبا خواهد برد |
||||
|
خبر مقدم گل تا همه جا خواهد برد |
||||
|
مژده ده مژدۀ جمهوری ما تا همه جای |
||||
|
هاتف غیب به تأیید خدا خواهد برد |
||||
|
سر بازار جنون، عشق شه ایران را |
||||
|
در اروپا چه خوش انگشتنما خواهد برد |
||||