مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٢٧ - أشعار میرداماد در موضوعات مختلفه
|
ای ختم رسل دو کون پیرایه تُست |
أفلاک یکی منبر نه پایه تُست |
|
|
گر شخص تو را سایه نیفتد چه عجب |
تو نوری و آفتاب، خود سایه تُست |
و له أیضاً:
|
گویند که نیست قادر از عین کمال |
بر خلقت شبه خویش حقّ متعال |
|
|
نزدیک شد اینکه رنگ امکان گیرد |
در ذات علیّ صورت این أمر محال |
أشعار میرداماد در وصف أمیرالمؤمنین علیهالسّلام
و له أیضاً:
|
ای علم ملت و نفس رسول |
حلقهکش علم تو گوش عقول |
|
|
ای به تو مختوم کتاب وجود |
وی به تو مرجوع حساب وجود |
|
|
داغ کش ناقۀ تو، مشک ناب |
جزیه ده سایه تو، آفتاب |
|
|
خازن سبحانی تنزیل وحی |
عالم ربّانی تأویل وحی |
|
|
آدم از اقبال تو موجود شد |
چون تو خلف داشت که مسجود شد |
|
|
تا که شده کنیت تو بوتراب |
نه فلک از جوی زمین خورده آب |
|
|
راه حق و هادی هر گمرهی |
ما ظلماتیم و تو نور اللهی |
|
|
آنکه گذشت از تو و غیری گزید |
نور بداد ابله و ظلمت خرید |
|
|
در کعبه قل تعالوا از مام که زاد |
از بازوی باب خطه خیبر که گشاد |
|
|
بر ناقۀ «لا یؤدی الاّ» که نشست |
بر دوش شرف پای کراسی که نهاد |
|
|
در مرحله علی نه چون اوست نه چند |
در خانه حقّ زاده به جانش سوگند |
|
|
بی فرزندی که خانه زادی دارد |
شکّ نیست که باشدش بجای فرزند |
أشعار میرداماد در موضوعات مختلفه
و له أیضاً:
|
تجهیل من ای عزیز آسان نبود |
بی از شبهات |