مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٩٩
المسجدَ فاطمةُ بنتُ النَّاصر و حَولَها جواریها و بین یدیها ابناها: علیّ المرتضی و محمّد الرَّضی صغیرین؛ فقام إلیهما و سلّم علیهما، فقالت له: أیُّها الشیخ هذان وَلَدای قد أحضَرتُهما إلیک لتعلِّمَهُما الفقهَ. فبکی الشیخ و قصَّ علیها المَنام، و تولَّی تعلیمَهما و أنعَمَ الله تعالی و فتح لهما من أبواب العلوم و الفضائل ما اشتهر عنهما فی آفاق الدّنیا و هو باقٍ ما بقی الدَّهر. و ذکرها ابن أبیالحدید فی شرحه، جلد ١ صفحه ١٣.
[الغدیر مجموعاً ٨١ شرح برای نهج البلاغة ذکر میکند]
از صفحه ١٨٦ تا صفحه ١٩٨ دربارۀ نهج البلاغة و بزرگانی از علماء متقدّمین و متأخّرین که نهج البلاغة را همانند قرآن حفظ میکردهاند و از حفظ میخواندهاند و مینوشتهاند، مجموعاً ٨١ شرح برای نهج البلاغة ذکر میکند و نام شُرَّاح را یکایک میبرد. از جمله شرح جهانگیرخان قشقائی، متوفّی در اصفهان سنۀ ١٣٢٨ میباشد. و از صفحه ١٩٣ تا صفحه ١٩٨ به خصوص دربارۀ صحّت استناد نهج البلاغة به أمیرالمؤمنین علیهالسّلام مطالب نفیس و ارزشمندی را آورده است.
در صفحه ١٩٩ و صفحه ٢٠٠ گوید:
و له دیوانُ شعرِه السایر المطبوع؛ قال ابن خلکان: و قد عُنی بجمع دیوان الرَّضی جماعةٌ و آخر ما جُمع الّذی جَمَعَه أبوحکیم الخَبْری. ـ انتهی.
و أنفَذَ الصاحبُ ابنُ عُبَّاد إلی بغداد مَن ینسخ له دیوانَه و کتب إلیه بذلک سنة ٣٨٥ (و هی سنة وفاته)، و عند ما سمع المترجَم له به و أنفذه، مَدَحه بقصیدة منها قوله:
|
بینی و بینک حُرمتان تلاقَتا |
نثری الّذی بک یَقتَدی و قَصیدی |
|
|
و وصائلُ الأدب الّتی تَصِلُ الفتی |
لا باتِّصال قبائلٍ و جدودِ |