مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٤٣ - مخالفت آخوند ملا قربانعلی زنجانی با طرفداران مشروطه
است و پدر من قبالۀِ آن را نوشته و از ترس حیله و دزدی طرّاران مخفی نموده است، و آن را در فلان منزل در زیرزمین در فلان نقطه، مدفون ساخته است.
آخوند صدا زدند: ای مادر! بیا بیا! مادرِ طفل آمد و آخوند گفتند: بچّه را بردار و برو! ما فردا صبح میآئیم و تکلیف مِلک را معیّن میکنیم.
مادر، طفل را در آغوش گرفت و رفت و آخوند فردا صبح با چند نفر از خواصّ به فلان منزل رفته و وارد در زیرزمین شدند و نقطهای از آن را دستور دادند که بِکَنند؛ چون زمین کَنده شد قبالۀ آن ملک را در آنجا یافتند که با نشانه و علامت و شهود، این ملک را پدر طفل خریداری نموده است و اینک پس از فوت پدر، از آنِ این طفل است.
مرحوم آخوند آن قبالهای را که برای فلان شخص نوشته بودند طلبیدند و آن را پاره نمودند، و به مادر طفل قبالۀ ملک را تسلیم نموده و گفتند: این ملک متعلّق به طفل است.
[مخالفت آخوند ملا قربانعلی زنجانی با طرفداران مشروطه]
و دیگر آقای حاج ملاّ آقاجان گفتند که: مرحوم آخوند ملاّ قربانعلی چون میدید که طرفداران مشروطه عمّال انگلیسها هستند و سردمداران آن از ایادی کفّار و مغرب زمین بوده و در ایران ایجاد فتنه و بلوا نمودهاند، لذا در آن زمان از مخالفین معروف و مشهور مشروطه بود. و مشروطه خواهان با او مخالفتهای بسیار میکردند و حتّی چندین مرتبه خواستند او را بکشند و تِرور نمایند ولیکن موفّق نشدند.
یکبار یکی از اعاظم علمای طهران با چندین نفر از رؤسای مشروطهخواهان برای متقاعد ساختن آخوند به زنجان رفتند، و در میان آنها یکی آپرم ارمنی و یکی دیگر از رؤسای نظمیّه بود و آنها همدست و همداستان به زنجان رفتند؛ و گویا آپرم یا آن