مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٣٦ - گفتار علاّمه حلّی درباره بایزید بسطامی و معروف کرخی
آخِر ما أفاده فی هذا المقام، یاد کرده و از علمای شیعه شمرده است. و امّا صاحب تأسیس الشّیعه یکجا در صفحه ٢٦٠، و جای دیگر در صفحه ٢٩٤، او را إمامی شیعی ذکر کرده است؛ در حالیکه مسلّماً حاکم، در کتب خود شیخین را خلیفه میدانسته است، و در فروع (مثلاً در کتاب طهارت، در باب وضو) روشن است که فقهش فقه عامّی است، و بدون تقیّه از آراء و أخبار آنها پیروی نموده است.
در اینجا باید گفت: این بزرگان که او و امثال او را شیعه دانستهاند، از باب تقدیم علی أمیرالمؤمنین علیهالسّلام بر عثمان است؛ و به واسطۀ کثرت روایاتی که در کتب خود در باب مناقب أهل بیت ذکر نمودهاند، و حتّی با ألقاب رافضیّ و أمثاله وی را ملقّب نمودهاند؛ و این کافی در تشیّع نیست. أصل تشیّع، قول به خلافت بلافصل حضرت مولی الموالی علیهالسّلام و تقدیم آن حضرت در اُصول و فروع بر شیخین است، و تا کسی خلافت آنها را مغصوبه نداند شیعه نیست.
همچنان که برخی أمیرالمؤمنین علیهالسّلام را بر معاویه مقدّم میدارند و به سبّ و لعن معاویه لب میگشایند، امّا بالأخره عثمان را هم خلیفه میدانند؛ مثل ابن أبیالحدید. اینها شیعۀ أمیرالمؤمنین علیهالسّلام در برابر تحزُّب و دستهبندی در مقابل معاویه هستند، نه شیعه در برابر عثمان و نه شیعه در برابر شیخان و عثمان؛ فافهم فإنَّه دقیق.[١]
گفتار علاّمه حلّی درباره بایزید بسطامی و معروف کرخی
علاّمه حلّی (قدّه) در شرح تجرید الإعتقاد خواجه نصیر الدین طوسی (ره) مسمّی به کشف المراد از طبع صیدا، سنه ١٣٥٣، مطبعۀ عرفان، صفحه ٢٤٩، که در باب امامت بحث دارد، در شرح قول خواجه: «و تمیّزه بالکمالات
[١]ـ جنگ ١٨، ص ٢٠٦ الی ٢٢٠.