مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٠١ - مطالبی از قاضی نورالله در حقّ محیی الدّین
عربی به شاگرد خود ابن فارض گفت: خوب است شما شرحی بر تائیّۀ خود بنویسید. ابن فارض گفت: فتوحات شما شرح تائیّۀ من است.
محیی الدّین عربی گوید:
|
و لکلّ عصـرٍ واحدٌ یَسمـو به |
فَأنا لِباقی العصـرِ ذاک الواحدُ |
و این شعر در سردر مقبره محیی الدّین در دیوار پلّۀ ورودی نوشته شده است.[١]
[مطالبی از قاضی نورالله در حقّ محیی الدّین]
در مجالس المؤمنین، صفحه ٢٨٤، مجلس ٦، در ضمن احوال محیی الدّین عربی گوید:
«و از آن جمله است این نظم مرغوب که به بعضی از موحّدان عالی منسوب است:
شعر:
|
یا جَلِیَّ الظّهورِ و الإشراق |
کیست جز تو در أنفُس و آفاق |
|
|
لَیْسَ فِی الْکائِناتِ غَیرَکَ شَیْء |
أنتَ شَمسُ الضُّحَی و غَیرُکَ فَیْء |
|
|
دو جهان سایه است و نور توئی |
سایه را مآیة ظهور توئی |
|
|
حرف ما و من از دلم بتراش |
محو کن غیر را و جمله تو باش |
|
|
خود چه غیر و کدام غیر اینجا |
هم ز تو سوی تست سیر اینجا |
|
|
در بدایت ز تست سیر رجال |
وز نهایت به سوی تست آمال |
اللَّهم أنتَ السَّلامُ و منک السَّلامُ و إلیک یرجع السَّلامُ.
یافعی در إرشاد گوید که: شیخ عزّالدّین عبدالسّلام دمشقی گفتی: شیخ
[١]ـ جنگ ٦، ص ٤٠ و ٤١.