شرح و تفسیر دعای افتتاح - ایزدی، عباس - الصفحة ٥٨ - رحمت و نقمت
كسى كه رياست جائى را به عهده دارد و عدهاى زير پوشش او به كار مشغولند اگر بخواهد با تمام زيردستانش به عدالت رفتار كند.
اين عمل به مقتضاى عدالتش به دو شكل مختلف و متضاد ظاهر مىشود ولى حقيقت موضوع به يك چيز يعنى عدالت برمىگردد.
مثال بهتر اينكه پدرى كه چند فرزند دارد طبيعى است كه محبت و علاقهاش به فرزندانش اقتضا دارد نسبت به لباس مسكن و غذاى آنها به خوبى كوشا باشد و آنها را به مدرسه بفرستد كه تا در آينده سعادتمند باشند. طبيعى است كه بچهها يكنواخت نيستند بعضى از آنها نسبت به درس خواندن بىتوجهى مىكنند. خوب اين پدر بايد نسبت به آنها چه رفتارى داشته باشد؟ معلوم است اگر موعظه و نصيحت اثر نداشت ممكن است آنها را تنبيه كند. چرا بچههاى همسايه را تنبيه نمىكند؟ با اينكه بعضى از آنها اصلا به مدرسه نمىروند. چون محبت پدرانهاى را كه نسبت به فرزندان خويش دارد نسبت به آنها ندارد و اين محبت و علاقه جلوههاى مختلف دارد.
بعضى مواقع به صورت تهيه غذا و تأمين لباس و مسكن و كتاب و غيره تجلّى مىكند كه يكى از نشانههاى رحمت است. و بعضى اوقات به صورت زجر و تنبيه كه اين هم در مورد خودش از مظاهر رحمت است.
حالا اين معنى را توسعه بدهيم يك فرماندارى يا استاندارى نسبت به اوضاع شهر مىخواهد همه خوب باشند (هرچند ممكن است تمام عوامل اجرائى او خوب نباشند و تخلّف كارى داشته