شرح و تفسیر دعای افتتاح - ایزدی، عباس - الصفحة ٤٢ - عقيده معتزله در صفات ثبوتيه
حيات و... مىباشد و حق تعالى با بسيط بودنش همه اينها هست. به هرحال معتزله وقتى ديدند اعتقاد به صفات زائد بر ذات، شرك است و نمىتوانند به قدماى ثمانيه قائل باشند گفتند: ذات حق تعالى صفت ندارد و ذات خدا به جاى صفات او است و نام اين نظريه اصطلاحا «تعطيل» است.
و الاشعرىّ بازدياد قائلة و قال بالنّيابة المعتزلة[١]اشاعره به غيريت صفات خدا معتقدند و معتزله مىگويند خداوند نيابت از صفات دارد.
اشاعره صفات ثبوتيه را زائد و غيرذات حق مىدانند ولى معتزله معتقدند ذات كار صفات را مىكند و جانشين آنها است و فقط خاصيت صفات، مثل صفت علم كه اتقان است، بر ذات مترتب مىشود و همچنين بقيه صفات.
ابن هشام در كتاب مغنى مىگويد: «در اثر اينكه معتزله نتوانستند حقيقت تنزيه و صفات حق را بشناسند به اشتباه رفتند و قائل به تعطيل شدند»[٢] و بايد اضافه كنيم اشاعره هم مانند معتزله به خطا افتادند كه قائل شدند صفات ثبوتيه هفتگانه، قديم هستند و غير ذات حق مىباشند و با ذات عينيّت ندارند.
[١]- منظومه حكمت مرحوم حاجى سبزوارى، ١٦١.
[٢]- مغنى اللّبيب، معنى پنجم از معانى حرف «باء».