شرح و تفسیر دعای افتتاح - ایزدی، عباس - الصفحة ١٣٥ - دعا به زبان حال و قال
مىفرمايد: (از هر چيزى كه از او خواستيد به شما داد و اگر نعمتهاى خدا را بشماريد، هرگز نمىتوانيد آنها را به شماره درآورديد. اما با اين حال انسان بسيار ستمگر و ناسپاس است).
دعا به زبان حال و قال
از آنجايىكه انسان موجودى است ممكن الوجود و فقر ذاتى هميشه در وجود او هست دائما براى بقاء و استمرار وجودى احتياج به خداى واجب الوجود دارد و هيچ موجودى در ذات خود و وجود و بقايش قائم به خود نيست و هرچه دارد از جود و كرم اوست حالا فرق نمىكند چه اين معنى را اقرار كند و به زبان بياورد و يا نياورد.
خداى توانا و خالق هستى به همه حوائج ظاهرى و باطنى اشياء آگاه است و از زبان حالشان باخبر است و به عبارت ديگر سؤال بمعنى طلب است و اين درخواست و طلب لازم نيست به لفظ و زبان باشد بلكه اصل وجود اشياء و انسانها يك چنين طلبى در ذات آنها نهفته است.
و گاهى هم وسيله سؤال و درخواست، زبان و لفظ است بهر حال آنچه را موجودات تقاضا و طلب داشتهاند چه به زبان وجود يا زبان حال و قال هرچه را مصلحت دانسته به آنها عنايت فرموده است و بازهم عنايت مىكند اما متأسفانه انسان با كفران نعمت بر خود ستم مىكند و خود را از فيض بيشتر محروم مىسازد.