شرح و تفسیر دعای افتتاح - ایزدی، عباس - الصفحة ١١٢ - ملك حقيقى و اعتبارى
ملكيّت اعتبارى اختصاص اعتبارى است، يعنى عقلا اعتبار و قرارداد كردهاند. فرضا اگر كسى كار كند و مالى را به دست آورد اين مال ملك او مىشود و چون انسان مالك قوا و اعضاى خود مىباشد مالك دسترنج و حاصل زحمت خود نيز مىشود منتهى مالكيت اوّلى حقيقى است و دومى اعتبارى و عقلا ملكيّت اعتبارى را براى شخص از ملكيّت حقيقى گرفتهاند.
ملك حقيقى و اعتبارى
ملك يعنى تسلّط، تسلّط و فرمانروائى بر امرى را ملك مىگويند كه يا حقيقى است يا اعتبارى. فرمانده لشكر نسبت به تيپهاى مختلف كه زيرنظر او هستند ملك و سلطنت دارد ولى اين سلطه اعتبارى است. وضع جامعه و اداره مرزها و حفظ امنيت ايجاب كرده عقلا چنين سلطنتى را اعتبار كنند بنابراين فرمانروائى فرمانروا اعتبارى و قراردادى است و ممكن است روى جهاتى فرمانروا را عزل يا حبس كنند. ملك اعتبارى و قابل زوال و تغيير است. مانند سلطه انسان بر روح و قوا و اعضاء و جوارح خود، شما با چشمانتان مرا مىبينيد با گوشتان صدايم را مىشنويد اين گوش و چشمم تحت سلطه و اختيار شماست و اينكه مىگوئيد خودم چشمم و گوشم، اين سلطه و ملك حقيقى است.