شرح و تفسیر دعای افتتاح - ایزدی، عباس - الصفحة ١١١ - ملك حقيقى و اعتبارى
اختصاص اعتبارى و قراردادى است كه براى ادارۀ زندگى اجتماعى، عقلا چيزهائى را در اثر اسباب خاصى، مخصوص به بعضى از افراد فرض كردهاند و از اينجا است كه مذاقها و عقيدههاى مختلف پيش مىآيد كه روى چه ميزانى بايد اشتراك يا اختصاص قائل شد و ملاك اعتبارات اجتماعى چيست؟
اما آنجا كه مىگوئيم چشم من، گوش من، مىخواهيم بگوئيم اين عضو مخصوص به من است و شما اصلا در آن شركت نداريد كما اينكه در چشم شما من شركت ندارم زيرا چشم شما اختصاص وجودى به خود شما دارد و چشم بنده به خود من. حالا آيا اين اختصاص چگونه است؟ راستى آيا قوّۀ باصره يك آلت و ابزارى است براى نفس؟ يا يك شعبهاى از شعب وجودى آن مىباشد؟ اينها بحثهائى است كه بايد در فلسفه عنوان شود كه آيا قواى (باصره، ذائقه، سامعه و...) و اعضاء و جوارح جايگاه آنها با نفس چگونه است؟ اين بحث باشد در جاى ديگر مطرح شود.
درهرصورت اعضاء و جوارح و قواى باطنى نفس تكوينا و وجودا (از جهت وجود و هستى) اختصاص به ما دارند كه به آن مىگويند ملك حقيقى و آنجا كه مىگوئيم كتاب من، خانۀ من، آن ملك اعتبارى است.
نكته قابل توجه اين است كه مىگويند: «هر اعتبارى از روى حقيقتى برداشته و گرفته شده است» روى اين حساب منشأ ملكيت حقيقى، اختصاص حقيقى است مانند ملكيّت خداوند و منشأ