منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ٢٦٨ - الترجمة
الترجمة
از جمله خطب شريفه آن امام مبين است در ذكر مزيد اختصاص خود بحضرت رسول اللّه ٦، و أولويّت خود بخلافت مىفرمايد:
و البته دانستهاند مطلعان بأسرار رسالت كه مامور بحفظ آن بودند أز صحابه محمّد ٦ اين كه بدرستى من ردّ ننمودهام بر خداى تعالى و بر رسول او هر ساعتى فرمايش آنها را، و بتحقيق مواسات نمودم من با آن بزرگوار بنفس خودم در مواردى كه پس برميگشتند در آنها شجاعان، و تأخير مىنمودند در آنها قدمها بجهت سطوت و شجاعتى كه گرامى داشته بود خداى تعالى مرا بان.
و بتحقيق كه قبض شد روح پر فتوح حضرت رسالتماب ٦ در حالتى كه سر مبارك او بالاى سينه من بود، و بتحقيق كه سيلان نمود نفس نفيس آن بر گزيده پروردگار در دست من، پس كشيدم من آن را بر روى خودم.
و بتحقيق مباشر شدم غسل آن سيّد أبرار را ٦ در حالتى كه ملائكه معين من بودند، پس ناله نمود خانه و اطراف خانه، جماعتى هبوط مىكردند و جماعتى عروج مىنمودند، و مفارقت نكرد قوّه سامعه من از صوت ايشان، نماز مىكردند بر آن تا اين كه دفن كرديم و پنهان نموديم آن برگزيده ناس را در قبر خود پس كيست كه أولى باشد بأوأز من در حالت زندگى او و در حالت مردگى او؟ پس بشتابيد بر بصيرتهاى خودتان و بايد كه با صدق رفتار نمائيد در جهاد دشمن خودتان.
پس قسم بپروردگارى كه نيست معبود بحقى غير از او، بدرستى كه من بر راه راست حقّم و بدرستى كه ايشان بر محلّ لغزش باطلند، مىگويم آن چيزى را كه مىشنويد و طلب مغفرت ميكنم از پروردگار عزّ و جلّ از براى خود و از براى شما
.