آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٥٢ - اخبار باب
و در باب ج با ف گفته: از آنست حديث «كى حلال شود براى ما مردار؟
فرمود: آنگاه كه لم تجتفئوا بقلا» يعنى سبزى را از بن نكنيد و آن را بيندازيد از «جفأت القدر» يعنى كف و چرك روى ديك را بدور افكندم، و در باب خ و ف گفته:
«او تختفوا بقلا» يعنى سبزى را آشكار كنيد چون اختفاء بمعنى اظهار است و اخفاء بمعنى نهانكردن.
طيبى گفته: «تحتفوا بها» يعنى تا زمين را خوب وانرسيد آنگاه بمردار بچسبد و مقصود اينست كه هر سه چيز بايد نباشند تا مردار حلال گردد تا زمانى كه يكى از اين سه چيز نباشد.
و در برخى نسخههاى فقيه بجاى «او» واو آمده و نيازى بتكلف ندارد، و بنا بر اينكه با حاء بىنقطه باشد مىشود كنايه از نبودن سبزى باشد و ريشه كن كردن آن كه در عرف ما آن را ضرب المثل نابودى آرند و بسا در عرف آنان هم چنين بوده، و در برخى نسخ تهذيب «تحتقبوا» با حاء بىنقطه و قاف و باء يك نقطه است و مقصود پسانداز است يعنى تا گياهى پسانداز نكرديد.
در قاموس گفته: زلم با حركت لام تير بىپيكانست و نامها كه در روايت آمده بر خلاف ترتيب مشهور است و شايد تشويش از راوى باشد و بسا كه منظور امام تعليم آن نامها نباشد و همان اشاره اجمالى بكار آنها بوده و مىشود كه در آن تعهد كرده تا آموختن روش قمار نباشد گرچه مىشود حديث را دليل جواز تعليم و تعلم روش قمار دانست براى جز عمل بقمار، جوهرى گفته چوبه تيرهاى قمار ده بودند بدين ترتيب ١- فذ ٢- توام ٣- رقيب ٤- حلس ٥- نافس ٦- مسبل ٧- معلّى و سه بىبهره سفيح و منيح و وغدند پايان با اينكه در اين ترتيب ميان اهل لغت اختلاف است، فيروزآبادى گفته: مسبل چون محسن ششم يا پنجم از چوبه تيرهاى قمار است.
٢٠- در تحف العقول- ٣٣٧- در خبرى طولانى از امام صادق ٧ كه فرمود: آنچه خوردنش براى آدمى از آنچه از زمين برآيد حلال است سه رسته از