آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٧٩ - اخبار باب
لفظ خلاف كه نفرت آور است بزبان آرد گفت: درخت وفاق است و پادشاه از هوش او وى را بزرگداشت.
٣- در علل (٣/ ٢٦) بسندش از امام ششم ٧ كه خدا درختى نيافريد جز كه ميوه خوردنى داشت و چون مردم گفتند: خدا فرزند گرفته نيمى از درختها بىميوه شدند و چون بهمراه خدا بت پرستيدند درخت خار برآورد.
٤- و از همان (..) بسندش تا اينكه پرسش شد از پيغمبر ٦ چگونه برخى درختها بار دارند؟ فرمود: هر چه آدم تسبيح خدا گفت درختى در جهان شد بار ده و هر چه حواء تسبيح گفت درختى شد بىبار.
٥- در مجالس ابن الشيخ (١/ ٢١٩) بسندش از ابى جعفر ٧ كه نخست درخت كه بر زمين روئيده نخل خرماست.
٦- در تفسير على بن ابراهيم (٧٦) بسندش تا امير المؤمنين ٧ كه هر درختى پيوسته بار چيدنى داشت تا براى خدا فرزند ادّعا شد، بركنارست خدا از اينكه فرزند داشته باشد، از اين گفته نزديك است آسمانها از هم بپاشند و زمين بشكافد و كوهها بپاشند، در اينجا درخت لرزيد و خار برآورد از ترس اينكه عذاب بر او نازل شود- الخبر- ٧- عياشى (٢/ ٨٦) بسندش از امام ششم ٧ كه هرگز خدا خشم نكند بچيزى چون خشم بر درخت طلح و سدر، طلح ميوهاى داشت چون پرتقال و سدر ميوهاى چون خربزه و چون يهود گفتند دست خدا بسته است ميوههاشان خرد شد و هستهدار شد و هستهشان سخت شد و چون نصارى گفتند مسيح پسر خدا است لرزيدند و خار برآوردند و ميوهشان كاسته شد و بصورت كنونى درآمد و طلح بكلى بىميوه شد و ميوه نياورد تا قائم ما ظهور كند و هنگامه برپا شود، فرمود: هر كه يك درخت طلح يا سدر را آب دهد چنانست كه مؤمنى را آب داده.
بيان: در قاموس گفته: طلح درخت بزرگى است و نام درخت طلح و موز است و گفته نام ميوه درخت سدر نبق است و نبق بكسر و چون كتف و مفردش نبقه است و بيضاوى در تفسير قول خدا تعالى (وَ طَلْحٍ مَنْضُودٍ) گفته: درخت موز و درخت