آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٩٥ - اخبار باب
صورت امكان.
٥٤- از ابو جعفر ٧ كه خورده نشود ذبيحهاى كه از جاى ذبحش ذبح نشده.
٥٥- و امام ششم ٧ فرمود: چون نرّه گاوى يا شترى در چاه يا گودال افتند و يار مخورند و نتواند آنها را از محل نحر نحر كند و از زير گلو سر برد نام خدا برد و بهر جا تواند ضربت كشنده زند و حلال است.
٥٦- و از رسول خدا ٦ است كه نهى كرد از ذبح با جز آهن.
٥٧- و از على و ابى جعفر و امام ششم : كه تذكيه جز با آهن نشود.
٥٨- و از رسول خدا ٦ كه بد داشت ذبح حيوان آبستن و شيرده را بىسبب.
٥٩- و از ابى جعفر و امام ششم ٧ كه رخصت دادند در سر بريدن پسر بچهاى كه تواند و ذبح كند چنانچه شايد و هم كور چون درست سر برد و هم زن كه خوب سر برد.
٦٠- و از على ٧ پرسش شد از ذبح بىطهارت و رخصت داد.
٦١- و از ابى جعفر ٧ كه رخصت داد در ذبح لال چون تسميه را بفهمد و بدان اشاره كند.
توضيح: در نهايه گفته: در حديث است كه نهى شده از مثله و آن بريدن اندام حيوانست و باين معنا است حديث كه «نهى ان يمثّل بالدوابّ» يعنى آنها را تير باران كنند يا زنده باشند و اعضاء آنها را ببرند، و بحديث افزوده «و از اينكه مثله شده را بخورند» يعنى گوشتش حرامست (٤: ٨٣) و گفته: در حديث نهى شده از كشتن جانداران بروش صبر، و آن اينست كه جاندارى را نگهدارند كه زنده است و بدو چيزى بيندازند تا بميرد، و بدين معنا است «نهى عن المصبورة» «و نهى عن صبر ذى الروح» پايان (٢: ٢٧٢) و برخى اصحاب ما ذبح صبر را معنا كرده به ذبح حيوان در حالى كه حيوان ديگر بدو نگرد، و اين معنا را در لغت نيافتم، جوهرى گفته: غلصمه: سرناى است و آنجا است كه در حلق برآمده است.