آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٥١ - اخبار باب
٢٣- و از على ٧ و هم از امام ششم كه فرمودند در باره شكارى كه شكارچى زند و تحمل كند و در آب يا آتش افتد يا از بلندى پرت شود و بميرد فرمود: خورده نشود جز كه زندهاش دريافت شود و سرش را ببرند.
٢٤- و از امام پنجم ٧ كه هر چه با سنگ و گلوله و مانندشان كشته شود حرام است جز آنكه زنده بدست آيد و تذكيه شود.
٢٥- از جعفر بن محمّد ٧ كه بد داشت شكار با تير بىپيكان را مگر جز آن تيرى نداشته باشد.
٢٦- و از رسول خدا ٦ كه نهى كرد از شكار گبر و از ذبيحه آنان و مقصود شكاريست كه كشتند پيش از آنكه زنده باشد و تذكيه شود يا سگى كه فرستادند آن را كشته.
٢٧- و از على ٧ كه آنچه در دام افتد و در آن جان دهد مردار است و آنچه زنده يابند تذكيه شود و حلال است.
بيان: اينكه گفته: و الجارح، گويا از كلام مؤلف است و همچنين «يعنى في المواضع» «و هذا خصوص» و اينكه سگ بهيم يعنى سياه يك رنگ را استثناء كرده از روايت كلينى و شيخ گرفته كه در (٦: ٢٠٦ فروع كافى، و در تهذيب ٩: ٨٠) بسندشان از سكونى از امام ششم آوردند كه امير المؤمنين ٧ فرمود: سگ سياه يك رنگ شكارش حرام است چون رسول خدا ٦ فرمان كشتن آن را داده.
گفته او: و ان ارسله ظاهراً مضمون حديث ديگريست كه گذشت و تذكيه و حيّه يعنى شتابانه و در بيشتر نسخههاى تهذيب بجاى وحيه وجيئه آمده بجيم و همزه يعنى زده شده و گويا تصحيف است.
قوله «الا ان لا يكون» ظاهرش جواز شكار با تير بىپيكانست در حال اضطرار و نبودن ابزار ديگر و كلينى (٦: ٢١٢ فروع) و شيخ (٩: ٣٥ تهذيب) بسند خوبى از حلبى آوردند كه پرسش شد امام ششم ٧ از آنچه معراض از شكار بزمين افكند فرمود: اگر جز معراض تيرى ندارد و نام خدا برد بر آن حلال است