آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٨ - آيات قرآن مجيد
برخورنده در آنچه بمن وحى شده نيست يعنى در قرآن يا اعم از آن، و اين دليل است كه حرمت جز بوحى نباشد، زيرا او جز بوحى سخن نكند و از پيش خود نگويد، جز اينكه خوراك مردار باشد يا خون جهيده و ريخته، طبرسى گفته: نام خون ريخته برده براى آنكه خونى كه در گوشت است و برنيايد مباح است «يا گوشت خوك» اين سه را در اينجا حرام كرد با اينكه محرمات ديگر هم باشند كه در مائده فرموده از خفه شده و كوفته شده و پرت شده و شاخ خورده و جز آن براى اينكه همه آنها مردارند و در حكم آنند و در اينجا باجمال گفته و در آنجا شرح داده، و بهتر اينست كه گفته شود براى اهميت حرمت اينها نام آنها را برده و حرمت جز آنها را بجاهاى ديگر سپرده يا بنصّ قرآن يا وحى بغير قرآن، و نيز اين سوره مكيه است و مائده مدنيه و بسا كه جز اين محرمات پس از آن حرام شده باشند، و مردار هر جانور جانداريست كه بىتذكيه شرعيه جانش درآمده كه پليد است و نجس و نفرت بار، و رجس بمعنى عذاب هم آمده- پايان- مجمع البيان ٤: ٣٧٨).
و گفتند ضمير به خوك برگردد و پليدش براى نجاست خوارى آنست «يا فسق باشد» و آنچه بنام بتان كشند فسق ناميده چون در فسق اندر است.
«وَ عَلَى الَّذِينَ هادُوا» يعنى حرام كرديم بر يهود در زمان موسى هر ناخن دارى را» در مجمع است كه در معنايش اختلاف است ١- از ابن عباس و ابن جبير و جز آنها است كه جانوريست كه انگشتان جدا از هم ندارد مانند شتر، شتر مرغ و مرغابى و غاز ٢- همان شتر تنها است ٣- همه درندهها و سگها و گربهها و هر چه با چنگال شكار كند در آن وارد است و هر پرنده چنگالدار و هر دابه سمدار «و از گاو و گوسفند بر آنها حرام كرديم پيهشان را» از پيه تو دل و پيه قلوه و جز آن «جز چربى پشت آنها» كه با گوشت فربه است كه بر آنها حرام نيست و چربى پشك انداز و پستان و پيه رودهها را يا آنچه باستخوان آميخته در كشاف و جز آنست كه پيه دنبه است كه باستخوان دم پيوست است، و گفتند: مخ است، در كنز است كه پيه و چربى پهلو و دنبه است كه باستخوان دم تركيب شده، و دخول پيه پهلو در «ما حَمَلَتْ ظُهُورُهُما»