آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٨ - آيات قرآن مجيد
دانستهاند بلكه مستحب و رواياتى هم بدان دلالت دارند، پس سبب حرمت علتى نيست كه ذكر شد و خصوص نص است و استخاره از آن بيرونست، چون ظاهر اينست كه كار آنها خودسرانه بوده و راه شرعى نداشته و روايات راه شرعند و حجت رسا و اين مانند آن نيست برخى محققان چنين گفته.
من گويم: از برخى روايات برآيد كه اين فال را در برابر بتها انجام ميدادند و بدانها توسل ميجستند و بسا كه از اين راه فسق بوده، سپس آياتى كه ميان اين آيهها و ميان «من اضطر» اند براى بيان اينكه كنارهگيرى از اين حرامها لازم است و حرمت آنها از دين كامل و نعمت تامه و اسلام پسنديده است.
گويم: دور نيست آيات از ترتيب نزول جابجا شده باشند، چون روايات متواتره از طريق خاصه و عامه رسيده كه اين آيات معترضه روز غدير در باره ولايت امير المؤمنين ٧ فرود آمدند و شايد عمدا چنين كردند تا فهم مقصود را از ذهن مردم دور كنند.
«فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ» در مجمع گفته: يعنى ضرورت گرسنگى او را بخوردن مردار كشاند، از ابن عباس و جز او و خود مايل بگناه نباشد و براى گرسنگى سخت مردار خورد نه از روى عمد و اختيار و حلال شمردن آن خدا تعالى خوردنش را باندازه حفظ جان مباح كرده نه بيش از آن، از ابن عباس و جز او.
و اهل عراق آن را گفتند و اهل مدينه گفتند: در ضرورت رواست مردار خورد تا سير شود، و گفتند: «غَيْرَ مُتَجانِفٍ لِإِثْمٍ» يعنى نافرمان نباشد كه ياغى يا متجاوز و مسافر براى گناه باشد، از قتاده است.
«فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ» يعنى هر كه براى ضرورت و بىقصد بگناه مردار خورد خدا پرآمرزنده و مهربانست براى گناهانش و از اين مرده خواريش بازپرسى نكند نه اينكه آمرزنده گناه اين كار است چون مباح سزاى كيفر ندارد و مهربانست كه حرام را براى حفظ جان بر آنها مباح كرده.