آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٤٧ - تفسير
شويد با داود.
و پايه اين گفتار بر اينست كه كوه زندگىپذير نيست و آن ممنوع است، و بر اينكه سخن كار خدا شود و اين هم ممنوع است، و اما سخن گفتن پرنده مانعى ندارد ولى مورد اتفاق امت اسلام است كه تكليف مخصوص پرى و آدمى و فرشته است و نميشود پرنده داراى خردى شود كه تكليف پذير گردد بلكه چون كودك است كه فرمانش دهند گر چه مكلف نباشد، و معجزه بودن سخن پرنده از اين راه است كه بمقام كودك فرمان پذير رسيده و نيز از نظر دلالت آن بر قدرت خدا و تنزيه خدا از آنچه او را نشايد و گفتار در آن گفتار در باره كوهها است- پايان- وَ عَلَّمْناهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍ لَكُمْ يعنى باو زره ساختن آموختيم، قتاده گفته: نخست كس كه زره ساخت داود بود و پيش از آن تخته آهن بكار ميبردند، و خدا آهن را در دست او چون خمير نرم كرد و او آن را رشته كرد و حلقه نمود و زرهى سبك و نفوذ ناپذير از آن بر آورد ...
أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ بسا كه مقصود از سجود نهايت خضوع و انقياديست كه از چيزى بر آيد، از جماد و جانور زبان بسته نهايت فرمان پذيريست كه در خور آنها است، و همچنين فرشتهها و بندههاى خوب، و اما كفار و نابكاران نهايت انقياد را نشان ندادند و خدا آنها را خارج كرد و فرمود:
«و بسيارى مردم» زيرا گرچه از نظر تكون منقادند در اوامر تكليف فرمانبر نيند و سجود يك معناى كلى دارد و استعمال لفظ مشترك در دو معنى نشده چنانچه سابق دانستى.
رازى در (ج ٢٣ ص ٢٠) تفسيرش گفته: رؤيت اينجا بمعنى دانش است و در سجود چند وجه است.
١- زجاج گفته: بهترين وجه در سجود اين امور اينست كه فرمان پذيرند از خدا مانند اينكه فرموده «گفت بآنها و بزمين بيائيد بدلخواه يا ناخواه- الآية- «اينكه بگوئيم باش و ميباشد»