آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٤٨ - تفسير
«راستى از آنها است آنچه فرو نشود از ترس خدا» و «نيست چيزى جز اينكه تسبيح كند بحمد خدا» و «مسخر كرديم با داود كوهها را» و مقصود اينست كه چون اين اجسام پذيراى هر عرضى باشند كه خدا در آنها آفريد اين خود شبيه طاعت و انقياد است.
«و بسيارى از مردم» چند وجه است.
١- سجود بدان معنا كه گفتيم گرچه شامل همه است جز اينكه برخى تمرد نموده و ترك سجود تكليفى كردند و اينان اگر چه بطبع ذاتى خود ساجدند ولى در ظاهر متمرّدند و مؤمن بذات و بظاهر ساجد است و از اين رو بخصوص ذكر شده.
٢- «وَ كَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ» را از عبارت پيش جدا سازيم بيكى از ٣ وجه: يكم بتقدير «يَسْجُدُ لَهُ» پيش از آن و سجود نخست بمعنى انقياد باشد و دوم بمعنى طاعت و عبادت تا لفظ مشترك براى دو معنا نباشد. دوم مبتداء باشد و خبرش محذوف باشد كه مثاب است بقرينه خبر كثير دوم كه حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذابُ است: سوم كثير دوم بمنزله كثير يكم باشد براى مبالغه و تكثر و خبر هر دو كلمه حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذابُ باشد و كثير مؤمن ذكر نشده باشد.
و كسى كه استعمال مشترك را در دو معنا روا دارد گويد مقصود از سجود زندههاى خردمند همان سجود است و راجع بجمادات انقياد است.
اگر گويند: هر كه در آسمانها و زمين است عام است و مردم هم در آن داخلند، چرا بار ديگر گفت وَ كَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ گوئيم اگر نميگفت توهّم ميشد همه مردم سجده كنند و بيان كرد كه بسيارى بدلخواه سجده كنند و بسيارى هم نكنند.
قول دوم در تفسير سجود، همه جز خدا در ذات خود ممكنند و ممكن موجود نشود جز بعلت واجب الوجود بالذات چنانچه فرمود: «و راستى كه بسوى پروردگار تو