آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٥٨ - تفسير
و بايد شماره اين نعمتها را در شماره اشخاص و جانوران ضرب كرد باندازه نامتناهى و از آن پس چون وجود زيد وابسته بپدر و مادر است هر نعمت بر آنها و معاصرانشان و پدران آنها نعمت بر او است و همه اين شمارههاى بىپايان را در شماره بىپايان بارهاى ناپايان در هم ضرب كنيم و بپردازيم بهمه اعصار گذشته تا آدم و حوا و ضرب كنيم هر كدام از اين مراتب را در مراتب حاصله پيش و اين حساب از گنجايش علم بشر بيرونست.
و اگر همه حسابرسان جن و انس جمع شوند بررسى بحساب يك مرتبه را هم نتوانند، با اينكه هر قطره دريا و هر ذره هوا و زمين نعمت بر هر شخص باشند، منزه است خدائى كه حساب يك شعبه از نعمت بىپايانش را جز خودش نداند، سپاس بر او بشمار هر نعمت كه بما و ديگران داده است.
«راستى كه انسان ستمكار است» بر نعمت و بر خود و بسيار ناسپاس است.
«از هر چيز سنجيده» بترازوى حكمت و باندازه نياز چون سنجش وسيله شناخت اندازه است، و هر چيزى از نعمت و سود وزن و اندازه دارد و مقدارى از عناصر و اثر خورشيد و اختران در آن معلوم است.
و تناسب در زيبائى و لطافت دارد، و گفتهاند مقصود چيزهائيست كه وزن شوند مانند طلا، مس و نقره و جز آن.
«و نهاديم براتان در آن» زمين و كوهها، و موزونها «معايش» اسباب زندگى «و براى آنها كه شما رازقشان نباشيد» از عيال و بنده و خدمتكار كه روزى ده حقيقى آنها خدا است نه پدران، و آقايان و مخدومان، و بحكم تغليب انعام و جانوران و پرندهها در آن واردند چون قول خدا «هيچ جنبنده نيست جز روزيش بر خدا است «بروياند بدان براتان زراعت» كه غذاء اصلى است «و زيتون» كه ميوه است و غذا هم هست چون روغن بسيار دارد «و نخل و انگور» كه بهترين ميوه هستند، «و از همه ميوهها».
ديگر زمخشرى گفته: و «من» آورد و نفرمود: همه ميوهها چون همه ميوهها جز