آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٣١٠ - روايات
كند در بگشا تا آفريدهام بزمينم بر آيد و فرمانم در او نافذ گردد كه وقتش رسيده فرمود: رحم دهان گشايد و خدا فرشتهاى بنام «زاجر» فرستد و او را نهيب زند و نوزاد بهراسد و بر گردد و دو پايش بالا شوند و سرش در ته شكم آيد تا بيرون شدن بر مادر و نوزاد آسان شود، فرمود: اگر ماند فرشته نهيب ديگر زند كه هراس كند و بزمين پرت شود گريان و هراسان از نهيب.
بيان: ... «روح ديرين در آنست» يعنى روحى كه در دوران پيش از آفرينش تن بوده و قديم در لغت و عرف بسيار بدين معنا آمده چنانچه بر كسى كه كتب لغت را بررسى كند نهان نباشد و مقصود از آن روح گياهى يا حيوانى يا انسانى است.
بدان كه علماء را در امثال اين خبر روشها است، برخى ظاهرش را گيرند و عملش را بدان كه فرموده وانهند و اين روش پرهيزكارانست، برخي گويند ظاهرش درست است و استبعاد اوهام نسبت بدان چه از امام رسيده اعتبارى ندارد، برخى گويند اين بيانات مثل و افسانه است براى آنچه خداى سبحان ميداند از حال و سرشت نوزاد و آنچه بدو سزد از كمالات و بدو سپرده شده از آمادگى كه بزبان آمدن فرشته و نوشتن بر پيشانى تعبير شده.
يكى گفته زدن بلوح پيشانى مادرش كنايه است از ظهور احوال مادر و اوصافش و اخلاقش از پيشانى و چهره كه گويا بر آن نوشتهاند، و احوال آينده نوزاد را ميتوان از پيشانى مادرش خواند و بر آن از نظر تناسب نقش است، و اين براى آنست كه گوهر روح طبق آمادگى و پذيرش بتن افاضه شود، و آمادگى تن نوزاد پيرو آمادگى نفس پدر مادر و اوصاف و اخلاق آنها است خصوص مادر كه او را موافق آنچه از پشت پدرش آمده ميپرورد، و او است كه داراى احوال پدرى و مادرى هر دو است و نامه مهر زده بميان دو چشمش نهادن كنايه از ظهور اوصاف و اخلاق او است از پيشانى و چهره او.
گويم: احوط و اولى ترك اين تاويلهاى سست است و پذيرش آنچه از ائمه هادى ٧ رسيده.