آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٨ - روايات
لواقح باشند، وانگه ناشراتش پراكنده سازند هر جا خواهد.
٤٩- (.. ص ٣٠٣) و از خالد بن عرعره كه مردى برخاست و از على ٧ پرسيد، عاصفات كدامند؟ فرمود: بادها باشند.
دنبالهايست فلاسفه بر اصول خود گفتند چون بخار از سردى و فشار طبقه زمهريريه سنگين شد و بزير آمد بر اثر حركت خود گرم شود و پهن گردد و اين باد است، و بسا بزير افتادن از اثر ابرهائى باشند كه آنچه هوا پهلوى خود دارند بجنبانند چون خلاء نشدنى است، و باد از سوئى بسوئى رود، و بسا كه بر اثر از هم باز شدن هوا باشد از يكسو و پرت شدن آن از سوى ديگر، و بسا بسبب سرد شدن دودهاى بالا رفته تا طبقه زمهريريه و برگشت آنها باشد.
گفتند برخى بادها زهرناك و سوزانست چون بواسطه اشعه آسمانى سوخته و يا تهمانده ماده شهابست يا بسر زمين گرمى كه آتشين بوده گذر كرده، و بسا بر اثر برخورد و باد سخت يا چند باد از هر سو كه اجزاء دودى با خود دارند چرخشى پديد گردد كه آن را گرد باد خوانند، و بسا گردبادهاى بزرگ تيكه ابرى يا بخارى در درون دارند كه بر آمده است و نمود آتش چرخانى بخود گيرند.
و وزشگاه بادها ١٢ است كه از تقاطع دائره نصف النهار و دو دائره موازى آن كه مماس دو نقطه ظهور و خفاء ميباشند با دائره مشرق و مغرب اعتدالى و دو دائره برابر آن كه مساوى رأس السرطان و رأس الجدى هستند در افق ١٢ بخش بر آيد و هر يك از اين بادها را نامى است. و چهار آنها نزد عرب مشهورند كه باد شمال، باد جنوب، باد صبا كه شرقى است و باد دبور كه غربيست ميباشند و بادهاى ديگر را نكباء گويند.