آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٧ - روايات
٤٤- و از سعيد بن مسيب است كه گفت: آن باد جنوب است.
٤٥- (.. ص ٢٥٩): و از على ٧ كه: فرو نيايد قطرهاى آب جز با پيمانه بدست فرشته مگر در طوفان نوح كه بدو اجازه رسيد بىنظر دربانان برآيد و اينست معنى قول خدا «راستى كه ما چون آب سركشى كرد، ١٣- الحاقه»، و هيچ باد فرو نشده جز با پيمانه بدست فرشته جز در روز عاد كه بدو بىنظر دربانان اجازه رسيد و بر آمد، و آنست قول خدا «ببادى صرصر و سركش» از نظر دربانان، ٦- الحاقه.
٤٦- و از او است كه پيغمبر ٦ فرمود: من بصبا يارى شدم و عاد بدبور نابود شدند، فرمود: بدربانان اجازه نرسيد كه بر عاد باد فرستند جز باندازه جاى انگشتر از آن و سركشى» كرد بر دربانان از هر سوى درها بر آمد و اينست قول خدا «ببادى صرصر سركش، فرمود: بر دربانان سركشى كرد و بنا بودى بيابان گردان آنها آغاز كرد» و آنها را با همه رمهها و چادرها بشهر آورد، و چون آن را ديدند گفتند «اين باد كه بر ما رخ داده بارنده است، و چون سايهبان آنها را فراگرفت: مردم و رمهها پيش تاختند و خود را بدرون مردم شهر كشيدند و آنها را در هم كوبيده و همه نابود شدند.
٤٧- و از قبيصة بن ذويب، گفت: هيچ باد برنيايد جز آنكه دربانانى دارد و اندازه و شمار و وزن و پيمانش را ميدانند تا بباد عاد رسيد و از آن بادى تراويد كه اندازه و وزن و پيمانش را ندانستند، از خشم براى خدا، از اين رو سركش نام گرفت، و آب هم چنين بود تا داستان نوح ٧ شد و از اندازه بدر رفت و از اين رو سركش نام گرفت.
٤٨- بسندى تا رسول خدا ٦ كه بادها هشتند: ٤ عذاب و ٤ رحمت، عذابشان عاصف، صرصر، عقيم و قاصف است، رحمتشان، ناشرات، مبشرات، مرسلات و ذارياتند، خدا مرسلات را بفرستد تا ابر را برانگيزند، وانگه مبشراتش آبستن كنند و سپس ذاريات آن را بدوشند بمانند پستان شتر تا باران دهد و آنها