آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٤٩ - تفسير
در آن از هر نوع خرم» چند رنگى آنها خود دليلى است، و مزههاى گوناگونشان دليلى، و بوهاى چندشان دليلى، برخى خوراك آدميند و برخى خوراك بهائم «بخوريد و بچرانيد چهارپايانتان را» از آنست خوراك و از آنست نانخورش، و رمان دارد، و ميوهها آرد، جامه تن آدمى پرورد از پنبه و كتان و مو و پشم جانوران، و ابريشم و پوست.
ديگر: سنگهاى گوناگون كه برخى زيور باشند و برخى براى ساختمان و سنگهاى بسيار براى آتشگيره، بنگر به ياقوت سرخ كه كمياب و كم سود است و گران، و آنها كه پرسودند، فراوان و ارزان.
ديگر: آنچه خدا در آن سپرده است از معدنيهاى خوب مانند طلا و نقره.
سپس بينديش كه آدميان پيشههاى دقيق و صنعت و هنر در آوردند تا ماهى را از تك دريا و پرنده را از اوج هواء بدست آوردند، و نتوانستند طلا و نقره بسازند براى آنكه سودش بتوانگران رسد و عزت و قدرت آن را طلبد و حكمت آفرينش باطل شود و از اين رو خدا در آن را بست و زبانزد شد كه هر كه از كيميا مال جويد مفلس شود ديگر: درختان شايان براى ساختمان و سقف و هيزم است كه در كوه و جنگل است و چه نيازى بآنها است براى نان پختن و طبخ غذا.
و بسا آنچه از سودها را نگفتيم بيش از آنها است كه شمرديم و چون خردمند در اين غرائب و عجائب انديشد بمد بر حكيم و تقدير ساز دانا اعتراف كند، اگر گوش شنوا و چشم بينا و دل عبرتگير داشته باشد.
و اما سودهاى آسمان خدا آنها را با چراغها آراسته «و البته آراستيم آسمان دنيا را بچراغها» و هم بماه «و نهاد ماه را در آنها روشن» بخورشيد، «و ساخت خورشيد را چراغ» و بعرش «پرورنده عرش بزرگ» و بكرسى، «كرسيش فرا دارد آسمانها و زمين را» و بلوح، «در لوحى محفوظ» و بقلم «ن و القلم و بدان چه نگارند» و آن را سقف محفوظ، و هفت طبقه، و هفت محكم ناميد و يادآور شد كه آفريدنش حكم رسا