آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٦٠ - تفسير
و خَلَقَ الْأَزْواجَ كُلَّها يعنى هر نوع و صنفى را از گياه و درخت و از خودشان كه نر و مادهاند، «و هم آنچه را ندانند» از انواع جانوران كه خداشان بر آن آگاه نكرده، تاويل ديگرى هم در روايت على بن ابراهيم بيايد.
«از گل چسبنده» كه بهم چسبد و على بن ابراهيم گفته: بدست چسبيد «سپس از او ساخت جفتش را» يعنى از عضو او يا از گل او يا از نوع او يا براى بهره بردن او.
«و زيبا صورت بندى كرد شما را» باقامت راست، چهره روشن، تناسب اندام و نقشه تا آماده هنر و كسب كمالات باشد.
«عَلَّمَهُ الْبَيانَ» گفتهاند: اشاره است باينكه بسخن گوئى آدمى را از ديگر جانوران ممتاز كرده، و آن تعبير از راز درونست و فهماندن بديگران آنچه را از وحى دريافته و شناساندن حق و ياد دادن شرع و در تفسير على بن ابراهيم است: بسندى از امام رضا ٧ كه در تفسير الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ، فرمود: خدا قرآن را بمحمد آموخت. گفتم: خَلَقَ الْإِنْسانَ يعنى چه؟ فرمود مقصود امير المؤمنين است گفتم:
«عَلَّمَهُ الْبَيانَ» فرمود: شرح هر چه مردم نياز دارند باو ياد داد- الخبر) مِنْ صَلْصالٍ كَالْفَخَّارِ گفتهاند: صلصال گل خشكى است كه بنك ميدهد و فخار سفال است و خدا آدم را از خاكى كه گلش كرد و خرّه سالخوردهاش نمود و آن را خشكيده كرد آفريد و مخالفتى با اينكه فرمود «از خاك» و مانندش ندارد.
«برخى شما كافريد» يعنى كافر ميشويد يا در علم خدا كافريد و در كافى (ج ١ ص ٤١٣) است و در تفسير قمى (٦٨٢) كه امام صادق ٧ را پرسيدند از تفسير اين آيه فرمود: ميدانست خدا ايمان آنها را بولايت ما و كفرشان را براى ترك آن روزى كه پيمان از آنها گرفت در پشت آدم و ذر بودند لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي كَبَدٍ يعنى در رنج و سختى چه كه او دچار مصائب دنيا و سختيهاى آخرت است.
و على بن ابراهيم در (٧٢٥) گفته: يعنى واداشته و بيايد تفسير آن در خبرى كه او در شكم مادر بر پا است «نداديمش دو چشم؟» كه بدانها ببيند و زبانى كه با آنها راز دل گويد و دو لب كه دهان خود را پوشد و در گفتن و خوردن و نوشيدن از آنها