آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٥٩ - تفسير
و معلوم است كه سنگ بيجانست و فهم ندارد تا بترسد يا اميدوار شود و همانا مقصود بزرگ شمردن گناه نافرمانى خدا است و آنكه بايد بنده چگونه از خدا بترسد.
و همين بيان را دارد در موضوع ديگر كه فرموده «و اگر قرآن را بكوهها برّند الآية- ١٣- الرعد» كه با اين مثل جلالت قدر و علوّ شان قرآن را بيان كرده كه اگر سخن اين اثر را داشت بايد قرآن داشته باشد كه بالاتر از هر سخنى است.
و گفتهاند: مقصود از إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ پيشنهاد امانت بر اهل آسمانها و اهل زمين و اهل كوهها است و عرب از اهل محل بذكر محل گزارش ميدهند و مردم را بنام محلّ ميخوانند چنانچه خدا فرموده «بپرس از قريهاى كه در آن بوديم و از كاروان، ٨٣- يوسف» و مقصود پرسش از اهل قريه و اهل كاروانست.
و پيشنهاد بر اهل آسمانها و اهل زمين و اهل كوهها پيش از خلق آدم بوده و آنها را مخير كردند ميان تكليف كه بآدم و فرزندانش شد و آنها از تقصير ترسيدند و پس كشيدند و معاف شدند و آدمى آن را پذيرفت و در باره آن تقصير كرد. و آيه راجع بامانت مردم نيست كه سائل گمان كرده بلكه راجع بتكليف است چنانچه ما شرح داديم.
و گروهى از اصحاب حديث را كه معتقد بامامتند جوابيست كه بدان چسبيدند از نظر اخبار كه گفتند مقصود از امانت ولايت امير المؤمنين ٧ است كه پيش از آفرينش آدم بر آسمانها و زمين و كوهها پيشنهاد شد كه با شرائطش آن را بياورند و از حمل آن خوددارى كردند تا مبادا تضييع كنند حق آن را و مردم آن را بگردن گرفتند و بيشتر آنها حق آن را اداء نكردند- پايان- «تا عذاب كند خدا منافقان را» علت حمل نابجا است: و ذكر توبه مشعر است كه چون بطبع خود ستمكار و نادانند دچار تقصير ميشوند و خدا غفور است و رحيم كه توبهپذير است و ثواب طاعت را ميدهد.