آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٥٥ - تفسير
دلير است و فرشتهها از آن ترسانند و معنا اينست كه امانت تكليف را بر اهل آسمانها و زمين و كوهها پيشنهاد كرديم و اهل آنها از كيفر و گناهش سرباز زدند و ترسيدند از تحمل گناه و انسان آن را تحمل كرد كه ستمكار بر خويش است بارتكاب گناه و نادانست بكيفر خيانت در امانت.
زجاج گفته: هر كه خيانت كند در امانت آن را بدوش گرفته و هر كه بدوش ندارد آن را پرداخته.
٢- عرض بمعنى مقابله است و مقصود اينست كه امانت در عظمت اگر با آسمانها و زمين و كوهها برابر شود بر آنها بچربد و سنگينتر باشد و همه اينها از حمل آن ناتوانند و ترسان ولى آدمى آن را تحمل نمود و بگردن گرفت و حفظ نكرد بلكه ضايعش كرد براى ستم بر خود و نادانى باندازه ثواب و كيفر آن.
٣- بيضاوى در (ج ٢ ص ٢٨١) تفسيرش گفته: وعده سابق را در باره بزرگداشت طاعت تقرير نموده و امانتش ناميده چون پرداختش لازم است و مقصود اينست كه از بس بزرگ است اگرش بر اين اجرام بزرگ بفرض اينكه عقل و ادراك داشتند پيشنهاد ميشد زير بار حمل آن نميرفتند و آدمى با ناتوانى بنيه و سستى نيرويش آن را تحمل كرد و اگر بحق آن وفا كند و به خير دنيا و آخرت رسد ولى او ستمكار است كه بدان وفا نكرد و نادانست بسر انجام اين بيوفائى- پايان- طبرسى- قدس سره- گفته فرضى آورده و تعبير بواقع كرده براى مبالغه و مقصود اينست كه اگر آسمانها و زمينها و كوهها خردمند بودند و امانت كه وظائف دين است از اصول و فروع بر وجه اختيار بر آنها عرضه ميشد با بزرگى و شدت و نيروى خود آن را گران ميشمردند و از حملش امتناع مينمودند از ترس قصور در انجام آن ولى آدمى با ناتوانى تن آن را حمل كرد و از تهديد نترسيد براى ستم پيشگى و نادانى و بدين معنا حمل شود آنچه از ابن عباس است كه امانت بر خود آسمان پيشنهاد شد و از حملش امتناع نمود.
٤- مقصود ظاهر كلام نيست بلكه بزرگداشت امانت است نه گفتگو با جماد