آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٢٨ - روايات
أهل آسمانست و پشتش بسوى اهل زمين، و اگر رويش بسوى زمين بود، زمين و هر چه بر آنست ميسوخت از شدّت حرارت آن.
و معنى سجود آفتاب همانست كه خدا تعالى فرموده «آيا ندانى كه براى خدا سجده كنند هر آنكه در آسمانها و هر آنكه در زمين است و هم خورشيد و ماه و اختران و كوهها و درخت و جانوران و بسيارى از مردمان، ١٨- الحج» توضيح: «٣٦٠ برج» شايد مقصود از برج درجه است كه خورشيد بحركت مخصوص خود هر روز در يكى ميرود يا مدارات يوميه كه هر روز در يكى از آنها است و عدد ٣٦٠ بهم نفسى با مردم است كه سال را ٣٦٠ روز خوانند با اينكه بر طبق حركت خورشيد و ماه نيست، «مانند يك جزيره عربى است» يعنى نسبت بآسمان چون يك جزيرهايست در زمين، يا مقصود بيان بزرگى آنست نه اندازه آن و مقصود بيان سرعت حركت آنست گرچه نظر بحركت روزانه كند است، فيروزآبادى در (ج ١ ص ٣٨٩ قاموس) گفته: جزيره سرزمينى است ميان درياى هند و درياى شام و دجله و فرات، يا ميان عدن تا اطراف شام در طول و ميان جدّه تا روستاى عراق در پهنا.
«بطنان عرش» يعنى ميان عرش، و شايد مقصود اينست كه از زير زمين به نصف النهار رسد كه برابر ميانه عرش است نسبت باكثر معموره زيرا در اخبار آمده كه عرش برابر كعبه است «پيوسته در سجده است» يعنى خاضع و فرمانبر خدا است تا برگردد بمطلع خود كه در آن روز برايش مقرر است يا در آنجا كه سال گذشته از آن طلوع كرده، و اينكه فرموده: «معنى سجودش اينست كه» ممكن است دنباله خبر باشد براى توضيح يعنى سجود او و ممكن است و اظهر است كه اين قسمت كلام كلينى يا راوى ديگر باشد، و تفسير آيه در محلّ خود بيايد.
٢- در كافى بسند خود از امام پنجم ٧ كه فرمود: خورشيد برآيد و با او چهار فرشته باشند يكى جار كشد (اى خيرمند پايان ده و مژده گير) و يكى جار كشد (اى شر انگيز دست بردار و كوته كن) و يكى جار كشد (بمنفق عوض