آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٠٩ - روايات
اينكه فرمود: «منم بنده خداى جهانيان» براى اين بوده كه از غاليان در محضر او بوده و رد بر آنان را فرموده، و گفتهاند آغاز سخن بپندار منجمان است كه كواكب را اثر بخش دانند و چون در پايان فرمود: «اين تقدير عزيز عليم است» گفته آنها را رد كرد.
و حاصل اينكه منجمان خورشيد و مريخ را گرم و خشك دانند و زحل را سرد خشك، و ماه را سردتر، منظورشان اينست كه در زمين چنين اثر بخشى كنند و ذكر خصوص مريخ و زحل براى اينست كه از علويانند و اشرافند، و مقصود از ارتفاع مريخ و انحطاط زحل خوشى حال اولى و بدى حال دومى است بپندار آنها، زيرا از آغاز حمل كه خورشيد در آفاق مائله شمالى خرده خرده بالا ميرود گرمى هوا فزوده شود، و مانع تأثير مريخ از ميان برود و اثرش نيرو گيرد و اثر زحل كم شود و همچنين بعكس.
٢٨- در كافى (٣٦٦- روضه) بسندش از امام ششم ٧ روايتى آورده كه مضمون آن در شماره ١٩ گذشته.
٢٩- در كافى (٢٥٧- روضه) بسندش از امام ششم ٧ فرمود:
خدا عزّ و جلّ در فلك هفتم ستارهاى از آب سرد آفريده، و شش ستاره سيار ديگر را از آب گرم، و آن ستاره انبياء و اوصياء، و ستاره امير المؤمنين ٧ است فرمان دهد بخروج از دنيا و زهد در آن، و به خاكنشينى و خشت بالينى و كرباس پوشى و نان جو نوشى، و ستارهاى كه نزديكتر بخدا از آن آفريده نشده.
بيان: اين روايت دلالت دارد كه ستارهشناسان در تشخيص طبع اختران خطا كردند، و در باره كسانى كه بدان منسوب كردهاند و هم در سعد و نحس آنها «فرمان ميدهد بخروج از دنيا» شايد مقصود اينست كه كسانى كه بدان منسوبند چنين باشند يا كسى كه بطالع آن زاده باشد چنين است، يا منسوبان بدان چنين فرمايند.
ميگويم: بنا بر توجيه يكم منافاتى ميان اين خبر و گفته ستارهشناسان نيست، زيرا نحوست آن از نظر اغراض اهل دنيا است كه عزت و فخر و زيور دنيا جويند، و سعادتش نظر باغراض آخرت طلبانست كه دنبال ترك دنيا و لذات و شهوات