آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٢٧ - روايات
شرف ماه است.
بيان: شايد اين موافق نظر مأمون بوده و در آن زمان مشهور بوده چنانچه در آن رساله بدان اشاره شده.
٥٥- در المهج: در حرز جواد: و شايسته است كه قمر در عقرب نباشد.
٥٦- در تهذيب بسندش از امام ششم ٧ فرمود گرفتن خورشيد سختتر است بر مردم و بر بهائم.
بيان: اشاره دارد كه احوال و اوضاع كواكب در برخى اشياء اثر بخش است و ممكن است مقصود اين باشد كه نشانه خشم خدا است يا اينكه از تاريكى نابهنگام بهراس مىافتند.
٥٧- در نوادر على بن اسباط: بسندش از امام ششم ٧ كه هر كه سفر كند در قمر در عقرب يا زن بگيرد خوشى نبيند.
در كافى (٢٧٥- روضه) مانندش آورده.
بيان: ظاهر مقصود از قمر در عقرب در اينجا برابر بودن آنست با اختران عقرب چنانچه شيوه عرب است در بيابانها و جز آن زيرا آنها نه برجشناس بودند و نه انتقالات كواكب را طبق تقويم امروزى استخراج ميكردند، و شيوه ائمه نبوده كه مردم را در احكام دينى مورد نياز خود باوضاع علمى مخصوص بدانشمندان حواله كنند، ويژه كه در آن زمانها علماء هم از آن خبرى نداشتند، و كواكب ثابته و اشكال آنها كه بروج بدانها نامگذارى شده تقريباً در زمان ما باندازه مسافت يك برج جابجا شدند و عقرب بجاى قوس آمده و روشن است كه آنچه در شرع مقرر شده موافق قواعد مقرره آنها نيست.
٥٨- در خصال (٨٦) بسندش از ابان بن تغلب كه گفت: نزد امام ششم ٧ بودم و مردى از اهل يمن بر آن حضرت وارد شد و سلام كرد (و روايت يكم باب را آورده با اندك اختلافى كه ترجمه آن گذشت).
در النجوم: سيد- ره- اين حديث را بسندى ديگر آورده جز اينكه