آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢١٠ - روايات
آنند فتدبر.
٣٠- در النجوم: بسندى روايت كرده كه محمّد بن يحيى خثعمى از امام ششم ٧ پرسيد علم نجوم درست است؟ فرمود: آرى، باو گفتم كسى در روى زمين هست كه آن را بداند؟ فرمود: آرى.
٣١- و از امام ششم ٧ در حديث ديگريست كه فرمود: در آسمان چهار ستارهاند كه آنها را نشناسد جز خاندانى از عرب و خاندانى در هند يكى از آنها را شناسند، و بدانست كه حسابشان برپا است.
٣٢- در مناقب ابن شهر آشوبست كه ابى بصير گفت: مردى ديدم از امام ششم ٧ از نجوم پرسيد و چون بيرون رفت از بر او، بآن حضرت گفتم: اين علم اصلى دارد؟ فرمود: آرى، گفتم از آن حديث كن مرا فرمود: از سعدش بتو باز گويم نه از نحسش، خدا جلّ اسمه نماز سپيده دم را فرض كرده براى نخست ساعت و آن فرض است و اين ساعت سعد است، و ظهر را هفت ساعت بعد فرض كرده و آن فرض است و اين هم سعد است و نماز عصر را در ساعت نهم و آن فرض است و اين هم سعد، و مغرب را در نخست ساعت شب مقرر كرده و آن فرض است و اين سعد و نماز عشا را در ساعت سه شب، و آن فرض است و اين هم سعد.
بيان: شايد غرضش اينست كه اين علم اصلى دارد، ولى تو را نشايد از آن بجوئى جز اندازه كه اوقات نماز را بدانى، يا اينكه اوقات نمازها سعدند چون عبادت خدا در آنها انجام مىشود.
٣٣- در النجوم: سند را به بياع سابرى رسانده كه بامام ششم ٧ گفتم:
من از نظر در علم نجوم خوشم مىآيد، و مردم آن را عيب كنند، اگر در آن گناهى است منش وانهم، و اگر در آن گناهى نيست، راستى كه مرا در آن خوشدلى است فرمود: تو طالع شمارى؟ گفتم: آرى، و آنها را برايش شمردم، فرمود: خورشيد چه اندازه از نورش را بخورد ماه ميدهد؟ گفتم: اين را نشنيدم هرگز.
فرمود: زهره چه اندازه نورش را بخورد خورشيد ميدهد؟ گفتم: و نه اين