آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٦٦ - روايات
با بىاعتقادى بأثر بخشى آنها، و بر اينكه اين اعتقاد كفر است و موجب ارتداد و استحقاق قتل.
٨- عياشى: از يعقوب بن شعيب گفت پرسيدم امام ششم ٧ را از قول خدا تعالى «و ايمان نيارند بيشترشان بخدا جز با اينكه مشركند، ١٠٦- يوسف» فرمود:
ميگفتند بنوء كذا و نوء كذا باران داريم، ديگر آنكه به پيشگويان مراجعه ميكردند و آنچه ميگفتند باور ميكردند.
بيان: طبرسى در (ج ٥ ص ٢٦٧) تفسيرش گفته: «و ايمان نياورند بيشترشان بخدا جز اينكه مشركند» در معنى آن چند قول است.
١- از ابن عباس كه منظور مشركين قريشند معترف بودند كه خدا آفريننده و زندگى بخش و جانگير است با اين حال بت ميپرستيدند و آنها را معبودان ميخواندند.
٢- در مشركان عرب است كه چون از آنها پرسش ميشد چه كس آسمانها و زمين را آفريده و باران فرومىبارد؟ گفتند خدا، و آنگه مشرك بودند كه در تلبيه حج خود ميگفتند: لبيك لا شريك لك الا شريك هو لك، تملكه و مالك، تو شريكى ندارى جز آن شريكى كه او را مالكى و تو را مالك نيست.
٣- مشركان اهل كتابند كه بخدا و روز جزا و تورات و انجيل ايمان دارند و بانكار قرآن و نبوّت پيغمبر ما مشركند و اين قول را با آنكه گذشت دارم بن قبيصه از امام رضا ٧ از جدش امام ششم ٧ روايت كرده.
٤- منظور منافقانند كه اظهار ايمان كنند و كفر در دل دارند.
٥- مشبهه باشند كه خدا را يكى دانند و در شرح آن بشرك گرايند، از ابن عباس است نيز.
٦- منظور شرك در طاعت است نه شرك در عبادت يعنى اطاعت شيطان كنند در گناهان و او را شريك در طاعت خدا سازند گرچه با خدا ديگرى را نپرستند از امام پنجم است، و از امام ششم ٧ روايت است كه گفته كسى، اگر فلانى نبود