آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٦٩ - روايات
همان جغد است، و گفتهاند هامه بزعم عرب روح كشتهايست كه خونخواهى او نشده و پرندهاى شود و فرياد كشد مرا سيراب كنيد، مرا سيراب كنيد، و چون خونخواهى شد پرواز كند، و گفتهاند استخوانهاى مرده هامه ميشوند و آن را «صدى» نامند و اسلام آن را نفى كرد (پايان).
و گفتهاند: جغد است كه بر بام كسى نشيند و خبر مرگ او يا كسانش را بدهد ميم آن بىتشديد است و بعضى با تشديد دانند «شؤم» نهايه در (ج ٢ ص ٢٤١) گويد: شومى اگر باشد در سه چيز است، زن، خانه و اسب، يعنى نگرانى از سرانجام اين سه است، و اختصاص باين سه براى آنست كه چون بد فالى با پرنده و آهو را نفى كرد فرمود: اگر كسى خانهاى دارد كه بدان خوشدل نيست يا زنى كه دوست ندارد يا اسبى كه از آن نگرانست، آنها را رها كند و عوض بگيرد، و گفتهاند شومى خانه اينست كه تنگ باشد و بدهمسايه، و شومى زن اينست كه نزايد و شومى اسب اينست كه آن را بجهاد نبرند، شومى ضد ميمنت است (پايان)، و گفتهاند شومى زن گرانى مهر و بدخلقى او است، خطابى گفته آن از بدفالى جدا شده و مقصود اينست كه بد فالى نيست جز در اين سه كه از آنها جدا شود و طيبى آن را بد فالى ندانسته و ارشاد دانسته باينكه هر كه از اين سه دارد و بد دارد از آن جدا شود (پايان).
من گويم: معنى اخير اظهر است و در اخبار ما نيز باين مضمون وارد است چنانچه در كتاب نكاح بيايد ان شاء اللَّه «و لا صفر» نهايه (ج ٢ ص ٢٦٦) گويد:
عرب پنداشتى كه در دل ماريست بنام صفر كه در گرسنگى آزار ميرساند، و واگير دارد، و اسلام آن را باطل دانست، و گفتهاند مقصود پس انداختن حرمت محرم است بماه صفر كه در جاهليت ميكردند و آن را نسىء ميگفتند و شرع آن را باطل كرد (پايان) و گفتهاند مقصود نفى ماه صفر است كه عرب آن را ماه گرفتارى و فتنه ميدانست و ميفرمايد چنين نيست، و محتمل است مقصود از سوت زدن باشد بقرينه اينكه