آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١١٧ - تفسير
بيك جزء آن فرو شده نه در جزء ديگر و اين خود دليل است كه اختصاص اختر بجاى معينى بواسطه فاعل مختار است كه حكيم است و اما در فرموده او «نشانه روز را بينا كرديم» دو وجه است:
١- تابنده كرديم چون تابندگى وسيله بينائيست.
٢- ابو عبيده گفته: معنايش اينست كه مردم در آن بينا شوند ... «تا بدانيد شماره سالها و حساب را» بدان كه حساب چهار درجه دارد، ساعات، روزها، ماهها و سالها، حساب در كمتر از سال است كه ماهها و روزها و ساعات است و پس از آن همه مكررات است چنانچه عدد را چهار مرتبه دانند، آحاد، عشرات، مئات الوف و پس از آن هر عدد ديگر تكرار آنها است، و در (ج ٥ ص ٧٤٥) گفته: در تفسير قول خدا «يافتش كه فرو ميرود در چشمه گل آلودى» (يا گرمى) بقرائت ديگر.
و از ابى ذر است كه پشت سر رسول خدا ٦ بر شترى سوار بودم و ديد كه خورشيد فرو شد، و بمن فرمود: اى ابا ذر ميدانى اين كجا فرو مىشود؟ گفتم: خدا و رسولش داناترند، فرمود راستش در چشمهاى حاميه و داغ فرومىشود- و اين قرائت ابن مسعود است و طلحه و ابو عمرو و ابن عباس (حمئه) خوانده و اتفاقاً ابن عباس نزد معاويه بود و او خواند «حامية» ابن عباس گفت: «حمئه» معاويه به عبد اللَّه عمر گفت: تو چگونه ميخوانى؟ گفت: مانند امير المؤمنين، سپس رو بكعب الاحبار كرد و گفت: بنظر تو خورشيد چگونه فرو ميرود، گفت: در آب و گل در تورات چنين است، حمئه آنست كه در آن گل سياه است.
و بدان كه منافاتى ميان حمئه و حاميه نيست و بسا كه آب هر دو وصف را داشته باشد، سپس بدان كه بدليل ثابت شده زمين كره است و آسمان گرد آنست و شك ندارد كه خورشيد در آسمانست، و باز فرموده «نزد آن مردمى يافت» و معلوم است كه مردم نتوانند در شاخ خورشيد باشند، و بعلاوه خورشيد چند بار از زمين بزرگتر است و چگونه معقول است در يك چشمه زمين درآيد؟ و چون اين ثابت است گوئيم در تأويلش چند وجه است: