آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١١٩ - تفسير
خورشيد شد آوازى چون آواز زنجير شنيدم و بيهوش شدم و چون بهوش آمدم و آفتاب برآمد گويا روى آب مانند روغن زيت پهن است، و در ميان جامه خود اندر شدند، و چون روز بر آمد ماهى شكار ميكردند، و در آفتاب مىانداختند تا پخته ميشد.
«كُلٌّ فِي فَلَكٍ» يعنى هر دو، خورشيد و ماه يا هر دو با اختران ديگر رازى گفته در (ج ٥ ص ٥٥٥) تفسيرش: همه ميچرخند روا نيست مگر اختران هم با خورشيد و ماه منظور باشند تا جمع درست باشد، سپس گفته: فلك در زبان عرب هر چرخنده است «و جمعش افلاك» و عقلاء در معنيش اختلاف دارند، بعضى گفتهاند جسم نيست و همان گردشگاه اخترانست چون ضحاك، و بيشتر گفتهاند:
جسمند و اختران بر آن چرخند و اين بظاهر قرآن نزديكتر است، و در آن جسم هم اختلاف دارند، يكى گفته: موجى است واداشته كه خورشيد و ماه و اختران بر آن روانند، و كلبى گفته: آبيست واداشته كه كواكب در آن شناگرند و شنا جز در آب نيست و ما آن را نپذيريم چون باسب تندرو هم (سابح، شناگر) گويند و جمهور فلاسفه و هيئتدانان گويند، جرمهاى سختى باشند نه سبك و نه سنگين كه خرق و التيام و نمو و لاغرى نپذيرند و حق آنست كه حقيقت آسمانها را جز از خبر نتوان شناخت و در حركت اختران در آسمان اختلاف دارند و آنچه تصور شود سه است.
١- فلك ثابت باشد و اختران در آن بگردند چون گردش ماهى در آب ايستاده.
٢- فلك و اختران هر دو بگردند موافق در جهت حركت و سرعت يا مخالف در هر دو يا در يكى از آنها.
٣- فلك بچرخد و اختران در آن ثابت باشند، فلاسفه دو تاى اول را باطل دانستهاند چون سبب خرق و التيام در فلكند و آن را محال ميدانند و همان وجه سوم را جائز شمردهاند كه اختران بحركت افلاك ميگردند و خود ثابتند و كوبيدهاند در