آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٠٨ - توضيح
المولود ٣١٢ سال تمام است و با حساب طرح هفت باقيمانده ٤ يا ٥ روز است پس بايد غره ربيع المولود ٤ يا ٥ روز پيش از جمعه باشد كه روز دو شنبه يا يك شنبه مىشود و دومى مخالف اجماع است و اولى مطلوب ما را ثابت ميكند.
سوم: غره محرّم سال هجرت نزد علماء هيئت و حساب روز پنجشنبه ضبط شده و رؤيت هلال روز جمعه بوده چنانچه در تحفه و زيج جديد است، و همچنان غره رجب سال بعثت دوشنبه بوده، چون شيخ در مصباح گفته: بعثت در روز شنبه است و ناچار چون شنبه ٢٧ است دوشنبه غره ماه است و مخالفى هم در دست نيست و از اين دو تاريخ هم دو دليل ديگر براى اثبات مطلوب بدست مىآيد.
٤- يكى از افاضل- ره- گفته: غره ربيع الاوّل كنونى ما كه سال ١٠٨٨ هجريست بىترديد سه شنبه است و اكنون از غره ربيع مولد پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله ١١٤٠ سال است و بحساب مقرّر نزد أهل خبره كه در هر ٢١٠ سال ايام هفته و ماههاى عربى بوضع سابق برميگردند و از سر گرفته ميشوند و در ١٠٥٠ سال پنج دوره بر ميگردد و باقى مانده ٩٠ سال است كه ٣٣ سالش كبيسه دارد و با طرح هفت هفت از آنها ٥ ميمانده و از جز آنها ٤ و اين بقايا روى هم ٣٩٣ روز ميشوند و باز با طرح هفت هفت يكى ميماند، و معلوم مىشود كه غره ربيع ولادت يك روز پيش از غره ربيع الاوّل سال ما است و چون اين سه شنبه است آن دوشنبه مىشود و مطلوب ما ثابت ميگردد.
سپس- ره- گفته است اگر گويند شيخ در مصباح روايتى آورده كه روز ولادت را ١٧ بيان كرده گوئيم چون با اين دلائل حسابى مخالف است كه ترديد ندارند و بعلاوه با آنچه در خود مصباح آورده كه مبعث روز شنبه بوده معارض است زيرا نميشود ولادت ١٧ باشد و مبعث شنبه ٢٧ رجب بايد اين بيان را از كلام امام ندانست بلكه راوى براى توضيح آن را افزوده بر حسب عقيده خودش و مانند آن در روايات ناياب نيست.
و با اين روش حسابى ميتوان بسيارى از اختلافات تاريخى را حل كرد.