آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٨٩ - اخبار
بيان: «جز آن نگوئيم» يعنى اندازه مسافت را خبر ندهيم زيرا مصلحتى ندارد براى آنها و اين است كه انديشه در امثال اين امور ممنوع است، نه چنانست كه فلاسفه پندارند كمال نفس است و براى تحصيل سعادت جاودان بايد در آن انديشه كرد و آن را فهميد[١] ١٤- در الغارات بسندش از ابن نباته كه پرسش شد امير المؤمنين ٧ چه اندازه است ميان آسمان و زمين؟ فرمود: كشش ديده، و دعاى ستم رسيده، پرسش شد، چه اندازه است خاور و باختر؟ فرمود: رفتار خورشيد، و پرسش شد از كهكشان؟ فرمود: درهاى آسمانست كه خدا آنها را بر قوم نوح گشود و سپس بست و باز نكرد، و پرسش شد از رنگين كمانها فرمود: امان همه روى زمين است از غرق شدن چون كه آن را در آسمان نگرند (الخبر) بيان: بدان كه حكماء در كهكشان اختلاف دارند، گفته شده: اثر احتراق خورشيد است كه در زمان پيشين پديد شده و اين حلقه كهكشانى را پديد آورده و بدان اعتراض شده كه اين گفته مخالف قواعد فلاسفه يونانيست كه گويند قرص خورشيد جسمى است آسمانى و حرارت ندارد و سوخته نميشود و بعلاوه فلك اثر پذير نيست و گفتهاند: بخار دودگونى است در حلقهاى از هوا و اعتراض شده كه
[١] اين حديث دليل روشنى است كه( سماء) همان فضاى بالا است و تا هر جا ديدرس است گو اينكه بوسيله تلسكوپهاى نيرومند باشد كه تا ژرفاى ژرف فضا را ديدرس كند و همه آسمانست و حقيقت همين است نه آنكه آن حضرت نخواسته مسافت حقيقى را بيان كند زيرا جز همين حقيقتى نيست از نظر معنوى( سماء) مقام بلند خدا است كه فاصله آن همان دعوت خدا و ذكر او است كه در پيشگاه پروردگار شنوده مىشود گرچه همان راز گوئى باشد زيرا خدا از رگ گردن هم به بنده نزديكتر است و از اين بيان مقصود غدقن از انديشه در آفرينش و خصوص آفرينش آسمانها نيست كه خدا خردمندان را در آيات آخر سوره آل عمران بدان ستوده« و انديشه كنند در آفرينش آسمانها و زمين كه پروردگارا آنها را بيهوده نيافريدى( شرح مترجم).