آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٦٦ - روايات
سپس- ره- گفته: چون خورشيد ملازم منطقة البروج است و بزرگتر است از زمين بيشتر از نيم زمين از آن نورانى است و كمتر تاريك، و از خورشيد تا زمين و دنبال زمين مخروطى برآيد كه دو تيكه است يكى از خطوط شعاعى ميان خورشيد و سطح زمين كه مخروط نور و مخروط بزرگ است و ديگرى از سايه زمين كه مخروط سايه است و كوچك، و بمخروط ظل يك طبقه پرتو سفيد فراگير است و بدنبالش يك طبقه پرتو كم و سرخى، و اين سه طبقه از سپيده دم تا برآمدن خورشيد در خاور ديده شوند بهمين ترتيب و برعكس پس از غروب در باختر.
قاعده مخروط بزرگ بر كره خورشيد است و بمنطقة البروج دو نيم شود كه سهمش در سطح آنست، و نقطه رأس مخروط بافلاك زهره ميرسد وقتى خورشيد در اوج است و فروتر است چون فروتر باشد، قاعده مخروط صغير روى زمين است كه فصل مشترك ميان دو بخش روشن و تاريك است، و اين دو مخروط مانند دو كوه بلند بر گرد زمين ميچرخند و جا عوض ميكنند، يكى سپيد و درخشان و ديگرى تيره و تار كه جامههاى رنگارنگ در بر دارد، سپيد از خاور بباختر ميچرخد و هر كه در زير آنست روز دارد، و سياه بر عكس و شب هر كسى است كه در زير آنست، فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ.
اكنون چون يك سطح كروى فرض كنيم كه مركزش مركز عالم باشد و بمركز ماه و مخروط صغير بچرخد دائرهاى كه بر جرم ماه پديد كند صفحه ماه باشد و دائرهاى كه بر مخروط ظل پديد كند دائره ظل است و مركزش بر منطقة البروج است، چون اين را دانستى هر گاه در برابر شدن خورشيد و ماه (١٤ ماه) همه صفحه قمر يا جزئى از آن با دائره مخروط ظل برخورد كند پرتو خورشيد همه يا جزئى از آن از صفحه ماه بريده شود و خسوف كلى يا جزئى محقق گردد.
و چون عرض كلى ماه- كه پنج جزء است- بيش از مجموع دو نيم قطر صفحه ماه و دائره ظل است، در هر استقبالى خسوف نيست، بلكه در صورتيست كه هيچ عرض ندارد يا اينكه فاصله مركز صفحه ماه از مركز را دائره ظل كمتر از نيم هر دو است، زيرا اگر