آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٤٠ - روايات
فرسخ (الخبر).
١٠- در احتجاج (١٣٨) از اصبغ گفت: ابن كوّاء از امير المؤمنين ٧ از سياهى چهره ماه پرسيد، فرمود: اللَّه اكبر، اللَّه اكبر، مردى كور مسألهاى مبهم ميپرسد، نشنيدى خدا تعالى ميفرمايد «و ساختيم شب و روز را دو نشانه و زوديم نشانه شب را و ساختيم نشانه روز را بينا» (الخبر) عياشى از أبى الطفيل مانندش آورده.
١١- در تفسير على بن ابراهيم (٥٥٠) بسندش از امام پنجم ٧ در تفسير قول خدا «نه خورشيد را سزد كه بماه رسد و نه شب را كه از روز پيش افتد و هر كدام در فلكى شناگرند» فرمود: ميفرمايد: خورشيد پادشاه روز است، ماه پادشاه شب، نسزد خورشيد در شب با پرتو ماه باشد، و نه شب پيش افتد از روز، ميفرمايد: شب نرود تا روز بدو رسد «و هر كدام در فلكى شنا كنند» ميفرمايد بدنبال فلك مىآيد چرخان.
بيان: چون پيرو گردش فلك است گويا بدنبال او است.
١٢- در عيون بسندش از امام ششم ٧ كه روز قيامت خورشيد و ماه را چون دو گاو پى شده بياورند و با هر كه آنها را پرستيده است در دوزخ افكنند، براى آنكه آنان را پرستيدند و بدان خشنود شدند[١].
بيان: در نهايه (ج ٣ ص ١١٥) گفته: در حديث كعب است كه «خورشيد و ماه دو نره گاو پى شدهاند در دوزخ، گفته شده: چون خدا آنها را بشناگرى وصف كرده در قول خود «كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ» سپس خبر داده كه آنها را در دوزخ نهد تا بدان أهلش را عذاب كند و از آن بدر نشوند و چون زمينگير و پى شده باشند اين را ابو موسى نقل كرده و چنانست كه بينى و در (ج ٠ ص ١١٤) گفته: عقير شتريست كه نحر شده چون يك پايش را قطع كنند و سپس او را نحر كنند.
[١] در عيون اين روايت را نيافتيم ولى در علل( ج ٢ ص ٢٩٢) موجود است و شايد نسخهبرداران بغلط عيون را بجاى علل نوشتهاند( از پاورقى ص ١٥٩).